شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

فیلم‌های دوّمین روزِ جشنواره‌ی فیلمِ فجر


   عاشقانه‌ای برای سربازِ وظیفه رحمت (پوریا آذربایجانی)

   عاشقانه‌ای برای سربازِ وظیفه رحمت

   دوّمین فیلمِ کارگردانی جوان که پیش‌تر روایت‌های ناتمام را ساخته بود. فیلم، البته، به‌اندازه‌ی اوّلی منسجم نیست، امّا پُر است از شوخی‌هایی که تماشاگرش را می‌خنداند. داستان سربازِ وظیفه‌ای که ده‌روز مرخّصی می‌گیرد و تا می‌رسد می‌بیند دخترِ محبوبش را دارند شوهر می‌دهند به مردِ سی‌وچند ساله‌ی کچلی که کارش میوه‌فروشیِ عمده است در بازار و البته قبلِ این‌ها یک‌بار عروسی کرده. داستان به آب و آتش زدنِ این پسر و دردسرهایی که برای خودش درست می‌کند. احمد مهران‌فر با لهجه‌ی ترکی حسابی بانمک است؛ به‌خصوص که سعی می‌کند جدّی باشد و خودش را در مواجهه با این مشکلات اصلاً نبازد. و جدّیتِ آتیلا پسیانی هم جاهایی از فیلم، حسابی دیدنی‌ست. امّا همه‌ی فیلم مفرّح و شادوشنگول نیست و از یک‌سّومِ آخرش زهرِ هلاهل است رسماً. حتماً می‌شده که فیلمْ بهتر از این باشد...

   آقا یوسف (علی رفیعی)

   آقا یوسف

   دوّمین فیلمِ (شاید) مهم‌ترین کارگردانِ تئاترِ ایران که، البته، به دل‌پذیریِ فیلمِ اوّلش (ماهی‌ها عاشق می‌شوند) از کار درنیامده، امّا، به‌هرحال، درامی‌ست دیدنی، با غافل‌گیری‌هایی در داستان که، احتمالاً، برای تماشاگری که دلش برای این‌جور فیلم‌ها تنگ شده جذّاب به‌نظر می‌رسد. با این‌همه نیمه‌ی دوّمِ فیلم، به‌خوبیِ نیمه‌ی اوّلش نیست و انگار از رمق افتاده. هرچند پایانِ داستان نقطه‌ی اوجی را تدارک می‌بیند که از رمق افتادنش را جبران می‌کند. فیلم، درعین‌حال، نشانه‌های آشنای رفیعی را هم دارد؛ رنگ‌ها (به‌خصوص قرمز و آبی) و غذاهایی که پُخته می‌شوند و خوش‌رنگی‌شان به چشم می‌آید. داستانِ کارمندِ بازنشسته‌ای که دور از چشمِ دخترِ جوانش شده است کارگرِ خانه‌ی مردم و در و دیوار را تمیز می‌کند و طوری وانمود می‌کند که انگار، هنوز، کارمندِ شرکتی‌ست و درآمدش از این راه می‌رسد داستانی درباره‌ی شک و تردید و البته قضاوت. همه‌چیز در این داستان، مُدام، در نَوَسان است. حق دارد این آدم که شک کند، یا غرقِ در اشتباه است؟

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩