شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

دو دوست ـ شعری از دیوید ایگناتوف

on the other side by Alexei Poor

  

   باید چیزی بگویم بهت.

   گوش می‌دهم.

   دارم می‌میرم.

   متأسّفم از شنیدنش.

   دارم پیر می‌شوم.

   خیلی بد است که.

   بد که هست. فکر کردم خبر داری خودت.

   پس چی؛ خیلی هم متأسّفم بابتش. خبر بده از خودت.

   بی‌خبرم نگذار.

   خبرِ تازه‌ای هم بود بگو.

   اگر خبری بود که حتماً.

   خوب و خوش باشی.

   تو هم خوب و خوش باشی.

   مراقبِ خودت باش.

   تو هم مراقبِ خودت باش.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩
برچسب‌ها : شعر ، دیوید ایگناتوف ، ترجمه