شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

باید تعریفِ جدیدی از اخلاق ارائه کرد...

اصغر فرهادی

 

   ... فکر می‌کنم من تنها فیلم‌سازی هستم که در هیچ‌کدام از فیلم‌هایم شخصیت منفی، آن‌گونه که معمولاً  مصطلح است و وجود دارد، نداشته‌ام؛ شخصیتی که من درباره‌اش قضاوت کرده باشم و او را غیرِدوست‌داشتنی جلوه داده باشم نداشته‌ام. به‌همین‌دلیل، رابطه‌ی من با شخصیت‌ها‌یم از پیش تعیین شده و از بالا و تحقیرآمیز نیست. اگر بود که باید ردِ این تحقیر در شخصیت‌پردازی‌ها دیده می‌شد و براساسِ نظر منْ شمای تماشاگر از بعضی شخصیت‌‌ها متنفر می‌بودید و از بعضی‌ها خوش‌تان می‌آمد. همیشه در همه‌ی کارهایی که کرده‌ام حسّم این بوده که با همه‌ی آن‌ها به یک اندازه هم‌دل هستم...

   ... کفه‌ی عاطفی فیلم، در هر دو طرف واقعاً به یک اندازه است. این‌ها البته حسّی‌ست. خیلی‌ها هم معتقدند که من طرفِ «راضیه» و «حجّت» را گرفته‌ام. به‌نظرم این نوعی سطحی‌دیدن است؛ این‌که بگوییم «فرهادی» بیرونِ گود نشسته و شخصیت‌ها را در یک میدان انداخته که آن‌ها خودشان را افشا کنند و از این طریق بگوید که ببینید این‌ها چه‌قدر بداخلاق، زشت و چرک‌اند! این نگاه حاصلِ یک کلیشه‌ی اخلاقیِ رایج است. من، اتّفاقاً، به‌طور پنهانْ کارم این بوده که از آن‌ها دفاع کنم و بگویم این‌ آدم‌ها، اصلاً، چرک و بداخلاق نیستند. این‌ آدم‌ها در موقعیت‌هایی مجبور می‌شوند علی‌رغم میل و درون‌شان طوری رفتار کنند که خلافِ اخلاقِ مرسوم است، به‌زعمِ من، حتّا نمی‌شود اسمش را  رفتارِ غیرِاخلاقی بگذاریم؛ چون تعریفِ اخلاق برای این آدم‌ها و در دنیای امروزْ ناچار به تغییر است...

   ... فکر می‌کنم رفتارهای غیراخلاقی براساسِ متر و معیارهای اخلاقِ سنّتی و اخلاقِ عرفی ارزش‌سنجی می‌شوند، ولی این‌ها را باید در این روزگار به گونه‌ای دیگر دید، باید تعریفِ جدیدی از اخلاق برای بشرِ پیچیده‌ی امروز ارائه کرد...

   

   بعدِ تحریر: گفت‌وگو با اصغر فرهادی را درباره‌ی فیلم تازه‌اش ـ جدایی نادر از سیمین ـ در شماره‌ی چهارم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (نوروزِ نود) بخوانید.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩