شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

کتاب‌خوانی: رویکردهای انتقادی در مطالعاتِ فیلم

ژان‌لوک گُدار  

  

   [آندره] بازن... سنّتِ آیزنشتاینی را که در آن هنر با ضدواقع‌گرایی برابر است به چالش طلبید [و]... نوعِ متفاوتی از نقدِ فیلم را تشویق کرد:

   بارقه‌هایی شاعرانه، ناپیوسته و طنزآمیز از ذهنیت و تحلیل که در کایه دو سینما نمود یافت. چند مثالِ اکنون معروف‌شده از [ژان‌لوک] گُدار لحنِ این شکلِ نوین را نشان می‌دهد:

   قبلاً تئاتر (گریفیث)، شعر (مورناو)، نقّاشی (روسلینی)، رقص (آیزنشتاین)، موسیقی (رنوآر) را می‌دیدیم. از این‌جا به بعد دیگر نوبتِ سینماست و سینما نیکلاس ری است.

   تا قبل از فیلمِ نیکلاس ری، پیروزیِ تلخ (١٩۵٧)، هیچ‌یک از شخصیت‌های فیلم تا این حد نزدیک و درعین‌حال دور از ما به‌نظر نمی‌رسیدند. ما در مواجهه با خیابان‌های متروکِ بنغازی، یا دانه‌های شن، ناگهان، به فکرِ فضایی متفاوت، یا چیزی دیگر می‌افتیم ـ اغذیه‌فروشی‌های شانزلیزه، دختری که یک‌نفر او را دوست می‌دارد، همه‌چیز و هیچ‌چیز، دروغ‌ها، ناراستی‌ِ زن‌ها، سطحی‌بودنِ مردان که با دستگاه‌های فروشِ سکّه‌ای بازی می‌کنند... چگونه می‌توان درباره‌ی چنین فیلمی صحبت کرد؟ در موردِ صحنه‌ی ملاقاتِ ریچارد برتون و روت رومن چه نکته‌ای می‌توان گفت؟ جایی‌که کورت یورگنز مشغولِ تماشاست. چه نتیجه‌ای دارد که بگوییم این صحنه با قدرتی فوق‌العاده تدوین شده است! شاید این صحنه ما را وادارد که با تمامِ وجود مشاهده کنیم.

   در بسیاری از موارد، این راهبردِ انتقادی خود به‌صورتِ شیوه‌ای از فیلم‌سازی تکامل یافت. گُدار، مجدّداً، توضیح می‌دهد:

   من در مقامِ منتقد به ساختنِ فیلم فکر می‌کنم. این روزها هنوز خود را منتقد می‌دانم و به معنایی، حتّا بیش از قبل، درست هم هست. من به‌جای نقدنویسی فیلم می‌سازم، امّا ذوقِ انتقادیِ من در کار دخالت دارد. من خود را مقاله‌نویس می‌دانم. مقالاتی در شکلِ رمان، یا رمان‌هایی در شکلِ مقاله پدید می‌آورم: تفاوتش این است که به‌جای نوشتنْ آن‌ها را فیلم‌برداری می‌کنم.

   نگره‌ای که بازن آن‌را تشویق و پشتیبانی کرد، نه در دورانِ تکوینِ خود، بلکه در متعاقباً به بهترین شکل شرح و بسط داده شد. در سالِ ١٩٧٣، رولان بارت چنین نوشت: «بگذارید تفسیر به خودیِ خود یک متن باشد... دیگر منتقدی در کار نیست. فقط نویسندگان وجود دارند.»

   رابرت ب. رِی، مقاله‌ی امپرسیونیسم، سوررئالیسم و نگره‌ی فیلم: دنباله‌روی از خطِ سیر یا چگونه سنّتی در نگره‌ی فیلم از دست می‌رود، کتابِ رویکردهای انتقادی در مطالعاتِ فیلم، تألیفِ جان هیل و پاملا چرچ گیبسن، ترجمه‌ی علی عامری مهابادی، انتشاراتِ سوره‌ی مهر

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠