شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

خواب ـ شعری از اوگوستو فردریکو اشمیت

 

  

   نازل می‌شود از آسمان

   شکل می‌گیرد در فضا

   می‌گردد زمین را

   می‌رود سراغِ پرنده‌هایی که از خستگی نشسته‌اند روی زمین

   گل‌هایی که در حسرتِ آب خشکیده‌اند

   ماهی‌هایی که خوابِ دریا را می‌بینند

   آدم‌هایی که مرگ را می‌بینند

 

   نازل می‌شود از آسمان

   جاری می‌شود بر زمین

   می‌رود تا درّه‌ای متروک

   تا جنگلی انبوه

   نرم و آهسته می‌آید و

   ترس‌ها را می‌بَرَد با خود

   تا رودخانه‌ای که جاری نیست

   رودخانه‌ای که هیچ‌وقت جاری نبوده است

 

   نازل می‌شود از آسمان

   می‌رسد به درخت

   جاری می‌شود در تن‌اش

   درخت ناله می‌کند از خوشی

   امّا خوشی که صدا ندارد

   چشم‌ها را می‌بندد

   فکر می‌کند به جنگلی انبوه

   به رودخانه‌ای جاری

   به ناله‌ای از خوشی

 

   خواب

   نازل می‌شود از آسمان و

   می‌بَرَد چشم‌های آدم را.

 

   ترجمه‌ی محسن آزرم

 

   بعدِتحریر: اوگوستو فردریکو اشمیت برزیلی بود. هزارونهصد و شش در ریو دو ژانیرو به دنیا آمد و هزارونهصد و شصت‌وپنج هم در این شهر مُرد. مقاله‌‌نویس بود، دیپلمات بود و اهلِ تحقیق در عرفانِ مسیحی. مهم‌تر از همه‌ی این‌ها شاعر بود.

   بعدِ بعدِتحریر: عکس‌، صرفاً، تزئینی‌ست.

   درخشش ابدیِ یک ذهنِ زلال

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠