شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

امّا صبر داشته باش، راحت می‌شویم...

 

  

   زندگی چیزِ شگفت‌انگیزی ندارد و آدم‌ها برای رسیدن به شگفتی چاره‌ای ندارند جز پناه‌بردن به چیزهای دیگری که آستانه‌ی تحمّلِ آدمی را بالا می‌برند و زندگی را پیشِ چشم‌هایش به چیزی قابلِ تحمّل بدل می‌کنند. از دستِ زندگی که نمی‌شود گریخت؛ بودنش را باید تاب آورد. «دنیا زشتی کم ندارد. زشتی‌های دنیا بیش‌تر بود، اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود. امّا آدمی چاره‌ساز است.» (خانه سیاه است) و همیشه همین چاره‌ها هستند که چهار فصل را پیوند می‌دهند به هم و سالی کهنه را به سالی تازه می‌رسانند.

   سالی دیگرِ هم داستانِ آدم‌هایی‌ست که چاره‌ای ندارند جز تاب‌آوردن و تحمّلِ زندگیِ روزمرّه‌ای که طراوت و تازگی از آن رخت بربسته و جایش را به کهنگی و دل‌مردگی بخشیده. همه‌چیزِ این زندگی تکراری‌ست؛ از دیدنِ آدم‌ها تا غذاخوردن و حرف‌زدن و سکوت‌کردن و چیزی‌نگفتن. آدم‌ها به‌وقتِ گفتن دَم فرومی‌بندند و به‌وقتِ سکوت زبان می‌گشایند و نتیجه‌ی این بی‌وقتیِ مدام فرسایشِ آدم‌هاست. یکی می‌رود و یکی می‌ماند. زندگیِ آن‌ها با مرگِ یکی، لحظه‌ای، مختل می‌شود، «امّا آدمی چاره‌ساز است» و چاره‌ی کار، انگار، ادامه‌دادنِ زندگی‌ست و معنای زندگی، انگار، به تعدادِ آدم‌های روی زمین است.

   همین است که تانیای بارور شکلی از زندگی‌ست و جانتِ افسرده صورتِ دیگری از آن. همین است که بخشِ عمده‌ای از فیلم به خوردن و نوشیدن و دورِ هم بودن و حرف‌زدن می‌گذرد. زندگی در خلاصه‌ترین شکلِ ممکن. هر آدمی بدونِ دیگری می‌میرد. وجودش، انگار، بسته است به وجودِ دیگری. دیگری که نباشد ازدست‌رفته است. تام و جریِ این فیلم باید کنارِ همدیگر باشند و باید همیشه یکی دوروبرشان باشد؛ دوستی، آشنایی که آمده سر بزند و لقمه‌ای بخورد و حرفی بزند و دردِدلی بکند و بعد برود سراغِ زندگی‌اش. باید جایی باشد برای حرف‌زدن، و این‌جا باید کسی باشد که حرفِ آدم را بشنود. همه‌ی این‌ها یعنی باید سقفی باشد و دری و پنجره‌ای؛ یعنی باید خانه‌ای باشد که زندگی ادامه پیدا کند.

   می‌شود آخرین جمله‌های دایی وانیای چخوف را به‌یاد آورد؛ جایی‌که سونیا می‌گوید «تو در زندگی شادی و خوشی نداشتی، امّا صبر داشته باش. راحت می‌شویم. راحت می‌شویم. آرامش پیدا می‌کنیم.»

   راست می‌گوید؛ راحت می‌شویم...

   سالی دیگر، ساخته‌ی مایک لی

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠