شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

خشونت و ضد خشونت و باقي قضايا ...


سال 1378 . روزهايي كه همه چيز به هم ريخته . كوي دانشگاه همه چيز را يك جور ديگر كرده . من در روزنامه ي نشاط مي نويسم . قرار مي شود يك جوري همه در مطالب شان از تساهل و تسامح بنويسند . از فرهنگ ضد خشونت . قرار مي شود من هم چيزي بنويسم درباره ي يك فيلم . اصالت وجود مهاتما ساخته ي شيام بنگال را خيلي ها در جشنواره ي فجر ديده اند . يادداشتي مي نويسم به نام : آينده در گرو نبود خشونت ست . چاپ مي شود . گيرم كه خيلي سينمايي نيست . گيرم كه خيلي سياسي ست . اما برخوردها خوب ست . و حالا بعد از اين همه وقت توي اينترنت چشم م مي خورد به يك مطلب درباره ي آن يادداشت . چه جالب ! اگر دوست داشتيد سري به زنيد به اين نشاني . اگر هم دوست نداشتيد همين را كه اين جا گذاشته ام بخوانيد . عجب دنيايي ست !

نشاط، شنبه‏26 تيرماه 1378، ص 8.

«گاندى‏» متعلق به «جهان سوم‏» است، جايى كه به آن «زادگاه انديشه عدم خشونت‏» لقب داده‏اند و مبارزه بدون گلوله او، براى به اجرا در آوردن راهبردى مبتنى بر عدم خشونت در صحنه سياسى براى بسيارى يك درس بزرگ تاريخى است و فيلم «شيام بنگال‏» يكى از آن فيلم‏هايى است كه درس «عدم خشونت‏» را يادآورى مى‏كند. در واقع كارگردان خواسته است تا خود را يك گزارشگر امين نشان دهد و در روزگارى كه «جهان سوم‏» به صحنه خشونت‏بدل شده، گوشه‏هايى از زندگى مردى را به تماشا بگذارد كه «روح بزرگ‏» نام گرفت; اما حاضر نشد روح انسان‏هاى ديگر از كالبدشان جدا شود، در روزگار «گاندى‏» خشونت ‏به محرك اصلى روابط اجتماعى بدل شده بود و پاسخ «گاندى‏» دعوت به «مهربانى‏» بود، چيزى كه حافظه انسانهاى روزگار ما آن را به ياد نمى‏آورد، فراموشى، درد بدى است و بدتر از آن فراموش كردن تمام چيزهاى خوبى است كه مى‏توانند ما را بهتر و مهربانتر نگه دارند.

نگاه دوم:

در اين بخش از مقاله «آينده در گرو نبود خشونت است‏» نوشته محسن آزرم، دو نكته قابل تامل است.
نخست اينكه نويسنده در حالى كه «جهان سوم‏» را «زادگاه انديشه عدم خشونت‏» مى‏خواند به غرب به عنوان زايشگاه انديشه خشونت در عصر حاضر هيچ‏گونه اشاره‏اى ندارد. اين در حالى است كه روزنامه‏هايى چون نشاط در شماره‏هاى ديگر خود به گونه‏اى قلم مى‏رانند كه گويى «تمدن غرب و فرهنگ آن‏» مهد تحمل پذيرى، آزادى انديشه و ضد خشونت گرايى است.
نكته دوم اينكه نويسنده اعتراف نمى‏كند تا «جهان سوم‏» با زبان غرب كه همان زبان خشونت است، گفتمان ديگرى را پيدا نكرد، نتوانست‏به استقلال خود دست‏يازد. اينكه چرا گاندى در جمله معروف خود به مردم هندوستان تنها راه رهايى هند از استعمار انگلستان را اقتدا به حسين بن‏على(ع) در كربلا مى‏داند از ناگفته‏هاى ديگر اين مقاله است...

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۱
برچسب‌ها :