شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

بيليارد باز به فارسي ...

چه لذتي دارد وقتي آدم بفهمد كه يكي از فيلم نامه هاي محبوب ش ( يكي از فيلم هاي محبوب ش ) قرار ست منتشر شود . « بيليارد باز » ساخته ي « رابرت راسن » را هر كس ديده باشد ، مي فهمد كه يك شاهكار ديده . « بيليارد باز » از آن فيلم هايي ست كه هيچ جوري نمي شود فراموش ش كرد . بعد از اين همه بار كه آن را ديده ام ؛ هنوز هم وقتي تماشاي ش مي كنم ذوق زده مي شوم . يك ماه پيش شايد دوستي سؤال كرد كه در ميان فيلم هايي كه ديده ام كدام يكي درباره ي عشق بوده و خلاصه عشق كدام فيلم يادم مانده . بي مقدمه و بي آن كه لحظه يي فكر كنم گفتم : « بيليارد باز » ! و ديدم كه خيلي ها تعجب كردند و دهان شان يك جورهايي بازماند كه مگر با وجود « آبي » و بعضي فيلم هاي ديگر جايي براي « بيليارد باز » هم مي ماند ؟ واقعيت اين ست كه هنوز هم عشقي به خوشگلي عشق « سارا » به « ادي » نديده ام . عشقي كه يك جورهايي بي پاسخ مي ماند و بعد از اين كه « گوردون » با دوز و كلك « سارا » را هتك حرمت مي كند ، مي رسد به يك خودكشي فجيع . خب ، اما جاي شكرش باقي ست كه « ادي » دست آخر مي فهمد او هم مثل « گوردون » يك جورهايي در مرگ « سارا » شريك ست . فيلم نامه ي « بيليارد باز » را « رابرت راسن » و « سيدني كرول » بر اساس داستاني از « والتر ته ويس » نوشته اند . فيلم نامه عملا تبدبل به يك كلاس درس تبديل شده و هنوز هم آن را درس مي دهند . چاپ اين فيلم نامه در شماره ي آينده ي « فيلم نگار » به رغم همه ي حذفيات ش در ترجمه يك غنيمت ست . غنيمتي كه بهتر ست همه يك جوري خودمان را در آن شريك كنيم . من كه از همين حالا آماده ام ...

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۱
برچسب‌ها :