شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

از کنارِ هم می‌گذرند، امّا چیزی درباره‌ی یک‌دیگر نمی‌دانند...

 

 

 

   ... داستایفسکی نخستین نویسنده‌ی روسی‌ست که پدیده‌ی کلان‌شهری را توصیف می‌کند. وقتی قهرمانِ پوشکین با سورتمه به کنارِ رودخانه‌ی نِوا در شهرِ پترزبورگ می‌رود، همه می‌دانند او کیست، مادرش که بوده و چه مبلغ بدهکار است. اطلاعاتِ مربوط به قهرمانِ گوگولْ گسترده و پُرطنین است و همراه با زنگِ زنگلوله‌های ترویکایش می‌شتابد. حال آن‌که در این‌جا، در شهری بزرگ، وسیع و پراکنده و درعین‌حال مملو از جمعیت، در پترزبورگ، قهرمانانِ ناشناخته‌ی داستایفسکی ـ آری، یک‌سره ناشناخته و گم‌نام و به‌نحوی نایافتنی پنهان در میانِ این سیلِ جمعیت ـ به راهِ خود می‌روند. مردمِ شهر از کنارِ هم می‌گذرند، به هم تنه می‌زنند، امّا هیچ‌چیز درباره‌ی یک‌دیگر نمی‌دانند و خود را در این شهرِ عظیم بهتر می‌توانند پنهان کنند تا در جنگلی انبوه. این‌جا پترزبورگ است ـ چشم‌اندازهای گسترده‌ی پترزبورگ، خیابان‌هایی مستقیم، کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها، کانال‌ها، آب‌ها و پارک‌ها. خیابان‌های نام‌آشنا، کلیساهای جامع و کلیساهای کوچک. شهرْ با همه‌ی ویژگی‌هایش، با راه‌پلّکان‌های مرطوب و بدبو و گوشه و کنارهای متعفّن و تاریک و حیاط‌خلوت‌های عمیقِ چاه‌مانندش. پترزبورگ، شهرِ دکّان‌های کوچک و کم‌نور، شهرِ باران و گِل و برف و مِه. منتقدانِ امروزی، با کتابِ [جنایت و مکافاتِ] داستایفسکی در دست، گام به گام خیابان‌های یادشده در آن و حتّا برخی خانه‌ها و مِیخانه‌ها و رستوران‌ها را شناسایی می‌کنند. گویا سنگی را یافته‌اند که راسکولنیکُف پس از دست‌زدن به قتلْ اشیای مسروقه را زیرِ آن پنهان کرده بود. آثاری تحقیقی درباره‌ی «پترزبورگِ داستایفسکی» نوشته می‌شوند، گردش‌هایی تحقیقی با نامِ «پترزبورگ، چنان‌که داستایفسکی دیده است» سازمان می‌یابند. با این همه، پترزبورگِ جنایت و مکافات هم پترزبورگِ واقعی هست و هم نیست. چراکه آن شهر نه‌تنها  پترزبورگْ بلکه منظره‌ی عمومیِ کلان‌شهرهاست ـ شهری حتّا بسیار بزرگ‌تر از شهرِ پترزبورگِ واقعی در روزگارِ داستایفسکی، شهری که در آن انسان‌ها حتّا گم‌نام‌تر، تنهاتر، سرگشته‌تر و ناچیزترند. داستایفسکی شهرش را با عدسیِ بزرگ‌نما می‌نگریست و انسان را در قیاس با آن شهرْ با عدسیِ کوچک‌کننده. شاید از همین‌روست که خوانندگان در جنایت و مکافات به‌دنبالِ پترزبورگِ واقعی می‌گردند، زیرا در این داستان پترزبورگ بی‌آن‌که ویژگی‌های پترزبورگی‌اش را از دست بدهد، نوعی نیویورکِ قرنِ بیستمی‌ست. این تصویرِ یک کلان‌شهر است...

استانیسلاو ماتسکه‌ویچ، در کتابِ زندگی و آثارِ فیودُر داستایفسکی، ترجمه‌ی دکتر روشن وزیری، نشرِ نی، هزاروسیصد و هشتادونُه

    بعدِتحریر: عکسی از کریستینا کُلِسو

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠