شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

در ستایشِ درخت و باد ـ بریده‌هایی از یک شعرِ آدونیس

 

 

برهنه می‌گردد

باد

 

دست می‌سایم ـ

انگشتِ باد در غبار

چیزی می‌خوانم ـ

خطّ غبار در باد

 

راهی ندارد

غیرِ تن‌دادن به بادی

که سرش گرمِ غبار است

 

چه غباری ـ

تن نمی‌دهد

به رقص با کسی

جز باد

 

این

موسیقیِ درختی‌ست

که هوا می‌نوازدش

 

نامه‌‌ا‌ی را که نوشته

امضا نمی‌کند

باد

 

عصای دستِ هواست

باران

تابِ باران‌َست

هوا

 

می‌خواند و نمی‌بیند

غبار

می‌گوید و نمی‌فهمد

باد

 

چه عاشقِ تنهایی‌‌ ـ

هوا با درخت می‌رقصد و

درخت بی‌هوا می‌خوابد

 

باد

سرشار از ارغنون و

ارغنون

سرشار از مردم

 

درخت

چیزی از شاخه می‌پرسد و

باد

پاسخش می‌دهد

 

درخت‌ها ـ

کتاب‌هایی که باد

ورق می‌زند

 

چه خوابِ عمیقی دارد این درخت

بیدار نمی‌شود

اگر زیرِ سرش بالشِ باد نباشد

 

درخت

عاشقِ ترانه‌هایی‌ست

که از یاد بُرده

باد

 

ترجمه‌ی محسن آزرم

بعدِتحریر: عکس، صرفاً، تزئینی‌ست.

درختِ زندگی، ساخته‌ی ترنس مالیک

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠
برچسب‌ها : آدونیس ، شعر ، ترجمه