شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

عاشق چو گفتی‌اش که برو، زود می‌رود...

 

 

 

   از ایده‌ی ایتالو کالوینوی داستان‌نویس در رساله‌ی چرا باید کلاسیک‌ها را خواند؟ شروع کنیم؛ این‌که هرکسی باید کلاسیک‌هایش را بشناسد؛ کلاسیک‌هایی که نمی‌شود بی‌اعتنا از کنارشان گذشت و در مواجهه با این کلاسیک‌هاست که آدم‌ خودش را می‌شناسد، یا به تعریفِ تازه‌ای از خودش می‌رسد.

   جین اِیرِ شارلوت برونته هم یکی از همین کلاسیک‌هاست که مرزِ باریکِ خوشی و ناخوشی، یا کامیابی و ناکامی را، در نهایتِ دقّت ترسیم کرده است؛ دخترکی که دل در گروِ دیگری می‌نهد،‌ امّا شنیدنِ خبری خراب‌ترش می‌کند و چاره‌ای برایش نمی‌گذارد غیرِ فرار و دوری و تنهایی.

   دانستنِ این‌که داستان به کجا می‌رسد و جین اِیرِ دل‌شکسته‌ راه به کجا می‌برد سخت نیست؛ چه آن‌ها که کتابِ برونته‌ی اوّل را خوانده‌اند و چه آن‌ها که فیلم‌ها و سریال‌های جین اِیر را دیده‌اند از عاقبتِ کارش خبر دارند و تعریفِ تاز‌ه‌ی او را از زندگی پسند می‌کنند.

   امّا نکته‌ی اساسیِ هر اقتباسی از جِین اِیر، شاید، این است که نمی‌شود همه‌ی رمان را به فیلم درآورد و فیلم‌کردنِ همه‌ی رمان، صرفاً، از عهده‌ی سریالی تلویزیونی برمی‌آید. همین است که (به‌قولی) هر اقتباسی از کلاسیک‌ها برداشتِ شخصیِ کارگردان است از رمان و نسخه‌ی تازه‌ی کری فوکوناگا هم چیزی غیرِ این نیست.

   جِین اِیر رمانِ کم‌ورقی نیست و ماجرا کم ندارد؛ ماجراهایی که صحنه‌‌های مختلفی از زندگیِ جین اِیر را برای خواننده‌اش روایت می‌کنند، امّا این‌جا اساسِ داستان ماجرای دل‌دادگیِ جین اِیر و روچستر است و نکته‌ی اساسی‌ِ فیلم هم، انگار، کیفیتِ برخوردِ دو آدم از دو طبقه‌ی اجتماعی‌ست؛ یکی (روچستر) اشراف‌زاده‌ و دیگری (جین اِیر) خدمتکاری جوان.

   اصلاً عجیب نیست که چُنین پیوندی با بدبینی آغاز شود؛ شناختِ دیگری ممکن است و هریکی چیزی را از دیگری پنهان می‌کند؛ به‌نیّتِ سردرآوردن از رازهای او. رازِ بزرگ را روچستر پنهان کرده است؛ رازی که اگر از پرده بیرون بیفتد دنیا را به آتش می‌کشد و عاقبت همین می‌شود که روچستر خیال می‌کرد.

   تماشای جین اِیر واقعاً لذّت‌بخش است اگر همه‌ی رمانِ برونته‌ی اوّل جایی در ذهنِ تماشاگرش نمانده باشد و اگر گاه‌و‌بی‌گاه جین و روچسترِ این فیلم را با جون فونتین و اورسن ولزِ نسخه‌ی شصت‌وهفت سالِ پیش مقایسه نکند.

جین ایر، ساخته‌ی کری فوکوناگا

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠