شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

برف می‌بارد امشب ـ شعری از یانیس ریتسوس

 

 

 

  در کوچه روزنامه‌ای افتاده

  روزنامه در باد می‌رود

  ما زیرِ فانوس‌های کوچه‌ ایستاده‌ایم

  زیرِ فانوس‌های کوچه حرف می‌زنیم

  سایه‌مان روی دیوار می‌افتد

  می‌خندیم

  سایه را روی دیوار اندازه می‌گیریم

  سایه در باد نمی‌رود

  می‌گوید کاش نمی‌خندیدیم

  خندیدن کار است

  اندازه‌ی سایه را گرفتن کار است

  زیرِ فانوس‌های کوچه ایستادن کار است

  می‌خندیم به روزنامه‌ای که در باد می‌‌رود

  به سایه‌ای که روی دیوار تکان می‌خورد

  به حرف‌های پدربزرگ که می‌گوید برف می‌بارد امشب

  برف می‌بارد هرشب

  می‌گوید هواشناسی دروغ می‌گوید

  هر روز

  هوا خوب نیست

  باد آرام نیست

  دریای اژه طوفانی‌ست

  پدربزرگ می‌گوید برف می‌بارد امشب

  اگر برف نبارد این پالتو همیشه در کُمُد می‌ماند

  اگر برف نبارد زغال‌ها در انبار دست‌نخورده می‌مانند

  پدربزرگ هیچ‌وقت کُت نمی‌پوشد

  دکمه‌های پیراهنش را یکی‌درمیان می‌بندد

  دست‌هایش را در جیبِ شلوار فرو می‌کند

  پدربزرگ روزنامه نمی‌خواند

  در کوچه قدم می‌زند

  سوت می‌زند

  آواز می‌خواند

  ما را که می‌بیند می‌خندد

  دستی تکان می‌دهد

  زیرِ فانوس‌های کوچه می‌ایستد

  سایه‌ای را که روی دیوار می‌افتد می‌بیند

  می‌خندد

  دست‌هایش را از جیبِ شلوار درمی‌آورد

  می‌گوید هوا سرد شده

  سرما می‌خوری

  بگو شال‌گردنی برایت ببافند

  برف می‌بارد امشب

 

  بعدِ تحریر: یانیس ریتسوس (Γιάννης Ρίτσος/ Yiannis Ritsos) یونانی بود. هزارونهصد و نُه به دنیا آمد و هزارونهصد و نود درگذشت. از اعضای فعّالِ نهضتِ مقاومتِ یونان بود و، به‌قولی، یکی از پنج شاعرِ بزرگِ یونان در قرنِ بیستم.

  بعدِ بعدِ تحریر: عکس، قطعاً، تزئینی‌ست.

Late Bloomers, directed by Julie Gavras

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
برچسب‌ها : یانیس ریتسوس ، شعر ، ترجمه