شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

مثلِ من که سی‌سال همین کار را کرده‌ام...

 


 

 

   نویسنده کسی‌ست که سال‌ها را با صبر و شکیبایی سپری می‌کند و می‌کوشد وجودِ دوّمِ درونِ خود را کشف کند، همچنین دنیایی را که او را آن‌گون که هست می‌سازد: وقتی از نویسندگی صحبت می‌کنم، چیزی که اوّل از همه به ذهنم می‌آید رُمان یا شعر یا روایتِ ادبی نیست، بلکه آدمی‌ست که خودش را در اتاقی حبس می‌کند، پشتِ میزی می‌نشیند، تک و تنها، و متوجّه درون می‌شود، و در میانِ اشباح و سایه‌های درون با واژه‌ها دنیای جدیدی می‌سازد.

   این مرد یا زن ممکن است از ماشین تایپ استفاده کند، با کامپیوتر کارش را راحت‌تر کند، یا با قلم روی کاغذ بنویسد؛ مثلِ من که سی‌سال همین کار را کرده‌ام. موقعِ نوشتن ممکن است چای یا قهوه بنوشد، یا سیگار بکشد. شاید گه‌گاه از پشتِ میزش بلند بشود و از پنجره به بچّه‌ها نگاه کند که در خیابان بازی می‌کنند، و اگر بختش بلند بود چشمش به درخت‌ها و منظره‌هایی می‌افتد، یا ممکن است زُل بزند به دیوارِ خالی. ممکن است شعر بنویسد، نمایش‌نامه بنویسد، یا رُمان بنویسد؛ مثلِ من.

   همه‌ی این تفاوت‌ها مربوط است به بعد از آن کارِ اصلی؛ یعنی نشستن پشتِ میز و با صبر و شکیبایی به درون رفتن. نوشتن یعنی تبدیل‌کردنِ این نگاهِ درونی به واژه‌ها، کاویدنِ آن جهانی که آدم وقتی به لاکِ خودش می‌رود واردِ آن می‌شود، و کارکردن با صبر و شکیبایی، سخت‌کوشی و لذّت.

   من وقتی پشتِ میزم می‌نشینم، روزها، ماه‌ها، سال‌ها، و آهسته‌آهسته واژه‌های تازه‌ای به صفحه‌ی خالیِ کاغذ اضافه می‌کنم، احساس می‌کنم که انگار دارم دنیای تازه‌ای پدید می‌آورم، انگار دارم آن وجودِ دیگرِ درونم را به دنیا می‌آورم؛ درست مانندِ کسی که سنگ روی سنگ می‌گذارد تا پُلی یا گُنبدی بسازد.

   سنگ‌های ما نویسنده‌ها واژه‌ها هستند. وقتی آن‌ها را توی مُشت‌مان می‌گیریم، تشخیص می‌دهیم که تک‌تک‌شان چه‌طور به بقیه وصل می‌شوند، گاهی فاصله می‌گیریم و وراندازشان می‌کنیم، گاهی هم با انگشت‌ها و نوکِ قلم‌مان به‌نوعی ناز و نوازش‌شان می‌کنیم، سبُک‌سنگین‌شان می‌کنیم، جابه‌جای‌شان می‌کنیم، و سال‌ها سپری می‌شوند، با صبر و شکیبایی، و با امید و آرزو، و بله، به این صورت دنیاهای جدیدی خلق می‌کنیم.

اورهان پاموک، چمدانِ پدرم، ترجمه‌ی رضا رضایی، کتابِ خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی، نشرِ نگاره‌ی آفتاب، پاییزِ هزاروسیصد و نود 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠