شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

سرزدن به کتاب‌خانه ـ هنرِ سیر و سفر

Old Room by Albin Bezjak

  

   آلن دوباتن در آخرین فصلِ هنرِ سیر و سفرش داستان یکی از عجیب‌ترین سفرهای تاریخ را نوشته است:

   «در بهار ١٧٩٠، فرانسویِ بیست‌وهفت ساله‌ای، با نامِ گزاویه دو متر، سفری به گِردِ اتاق‌خوابش کرد، و گزارش آن‌چه را دیده بود، سفری در اطرافِ اتاق‌خوابم عنوان کرد. دو متر در سال ١٧٩٨، سرخوش از تجربه‌اش، سفرِ دیگری را آغاز کرد. این‌بار، همان سفر را در شب انجام داد و گزارشِ آن‌را گشت‌وگذارِ شبانه در اطرافِ اتاق‌خوابم نامید.» [صفحه‌ی ٢٧۶]

   سفر او به تنها چیزی که نیاز داشت «یک‌دست پیژامه‌ی آبی و صورتیِ نخی» بود و وقتی داشت آماده‌ی این ‌عجیب‌ترین (و شاید خلّاقانه‌ترین) سفرِ تاریخ می‌شد، نوشت «میلیون‌ها آدم که پیش از من هرگز جرأتِ سفر نکرده‌اند، بسیاری که قادر به سفر نبوده‌اند و کسانی بیش‌تر که حتّا فکرِ سفر هم به مخیّله‌شان خطور نمی‌کرد، اکنون می‌توانند روشِ مرا دنبال کنند. حالا دیگر دلیلی ندارد که تنبل‌ترینِ افراد هم نتوانند لذّتی را کشف کنند که برای‌شان نه هزینه‌ای دارد و نه تلاشی.» [صفحه‌ی ٢٧٧]

   دوباتن می‌نویسد که «اثرِ دو متر، از دیدگاهی عمیق و پُرانگیزه سرچشمه گرفته: این‌که لذّتی که از سفرهای‌مان می‌بریم، بیش‌تر بستگی به قصدِ ذهنی‌مان از سفر دارد تا مقصدی که به آن سفر می‌کنیم... پس، قصدِ سفر چه حکمتی دارد؟ می‌شود گفت خاصیتِ اصلیِ آن پذیرفتن است. ما با فروتنی به مکان‌های جدید نزدیک می‌شویم. هیچ تصوّرِ خاصی درباره‌ی این‌که چه‌چیزی جالب است نداریم. با ایستادن در میانِ خیابان و کوچه‌های باریک، مزاحمِ افرادِ محلّی می‌شویم، و چیزهایی را تحسین می‌کنیم که به‌نظر آن‌ها جزئیاتِ عجیبی هستند... در شهرِ خودمان، امّا، توقعات‌مان برآورده شده‌اند. مطمئنیم که هرچیزِ جالبِ محلّه‌مان را کشف کرده‌ایم، در درجه‌ی اوّل به‌دلیل این‌که مدّتی طولانی آن‌جا زیسته‌ایم. قابلِ قبول نیست در محلّه‌ای که ده‌سال، یا بیش‌تر، ساکنِ آن بوده‌ایم، چیزِ جدیدی کشف کنیم. عادت کرده‌ایم، و لاجرم کور شده‌ایم.» [صفحه‌ی ٢٧٩]

   ظاهراً کمی بعد خواندنِ این کتاب است که دوباتن هم هوسِ چُنین سفری به سرش می‌زند و سعی می‌کند اطرافش را طوری ببیند که انگار تاکنون آن‌جا زندگی نکرده و دست‌آخر، بعدِ سفری عجیب و جذّاب، به این نتیجه می‌رسد که «تنها سفرکردن برای خودش لطفی یافت. واکنش‌های ما نسبت به جهان، بسته به این‌که با کی هم‌سفریم شکل می‌گیرد، کنجکاوی‌مان را با انتظاراتِ دیگران وفق می‌دهیم. آن‌ها ممکن است نظرِ خاصی داشته باشند که ما که هستیم و لاجرم، نهانی مانع شوند که ساحت‌های دیگرِ ما بروز کنند... گزاویه دو متر با پیژامه‌ای آبی و صورتی، در کمالِ رضایت از بودن در محدوده‌ی اتاق‌خوابش، با ظرافت می‌خواست به ما حالی کند پیش از آن‌که عازمِ سفری به دورِ دنیا شویم، به چیزهایی که تاکنون دیده‌ایم بیش‌تر ‌توجّه کنیم.» [صفحه‌های ٢٨٣ و ٢٨۶]

هنرِ سیر و سفر، آلن دو باتن، ترجمه‌ی گلی امامی، انتشاراتِ نیلوفر

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠