شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

مثل عکسی سیاه‌وسفید منتشر شد

 

فرانسوآ تروفو فقط به فیلم‌ ساختن علاقه نداشت؛ کلمه را دوست داشت و لحظه‌ای از نوشتن دور نشد. نامه‌نویسی حرفه‌ای بود. می‌نوشت برای آن‌که تمرین نوشتن کند. همه‌ی عمر دلش می‌خواست نویسنده باشد.

تروفوی کتاب‌خوان را باید در نامه‌ها‌یش جست‌وجو کرد. بی‌وقفه خواندنش مایه‌ی حیرت است و علاقه‌ی بی‌حدّش به ادبیّات و کلمه‌ها بین فیلم‌سازان کم‌نظیر. کم پیش می‌آید که فیلم‌سازی این‌قدر کتاب‌خوان باشد و کم پیش می‌آید که از سال‌های کودکی و نوجوانی مجموعه‌ای برای خود تدارک دیده باشد.

نامه‌نویس حرفه‌ای خوب می‌داند چیزی مهم‌تر از نوشتن نیست؛ کلمات را ردیف کردن و آسمان و زمین را به هم بافتن. مهم خودِ نامه است؛ نوشتنش و فرستادنش برای آن‌که باید بخواندش. بخش اعظم نامه‌های تروفو چنین نامه‌هایی هستند. از بین نامه‌هایی که در عمرِ کوتاهش نوشت پانصد و چند نامه مانده. نامه‌هایی به دوستانش؛ نامه‌هایی به فیلم‌سازانی که دوست‌شان می‌داشت؛ نامه‌هایی در جواب آن‌ها که چیزی از خواسته یا پرسیده بودند.

نامه‌هایی را که مانده بود دوستان قدیمش ژیل ژاکوب و کلود دُ ژیوْرای در کتابی گردآوردند و از ژان‌لوک گُدار خواستند پیش‌گفتاری بر آن بنویسد. نتیجه کتابی شد در ستایش فیلم دیدن؛ در ستایش رمان خواندن و در ستایش زیستن.

مثل عکسی سیاه‌وسفید

ژیل ژاکوب و کلود دُ ژیوْرای

با پیش‌گفتاری از ژان‌لوک گُدار

ترجمه‌ی محسن آزرم

۲۴۴ صفحه

۲۰۰۰۰ تومان

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥

از ادبیات به سینما و برعکس

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٥
برچسب‌ها : اعلان عمومی