شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

ظاهرِ نامُتعارف همیشه نشانه‌یِ نبوغ نیست...

... «تعطیلاتِ آقایِ بین» [مِستر بین] شاید فیلمِ خیلی خوبی نباشد، امّا فیلمِ بامزّه‌ای است و بخشی از این بامزّگی، قطعاً، برمی‌گردد به شوخیِ دل‌پذیر آقایِ بین [کارگردانِ فیلم؟] با سینمایِ دیجیتال. از همان ابتدایِ کار که سفرِ فرانسه برایِ آقایِ بین جور می‌شود و در کنارِ بلیت‌ها و چیزهایِ دیگر، یک دوربینِ کوچکِ فیلم‌برداری [هَندی‌کمِ سونی] هم به کفِ باکفایتِ آقایِ بین می‌سپارند، معلوم است که این دوربین قرار است مایه‌یِ تفریحِ ما شود و کُلّی تصویرِ دیدنی را پیشِ رویِ ما بگذارد. و اتّفاقاً بعضی از بامزّه‌ترین صحنه‌هایِ فیلم، به مددِ همین دوربینِ کوچک مُمکن شده است.

 

تعطیلاتِ آقایِ بین، یک شوخیِ دیدنی است با سینمایِ سردستی و مثلاً راحت و حاضرآماده‌ای که می‌شود به‌سرعتِ برق و باد آن‌را ساخت و قرار هم نیست کسی که پُشتِ دوربین ایستاده، اساساً این‌کاره باشد. قرار است دوربینی را دست بگیرد و واقعیتی را که پیشِ رویش هست، هرطور که دوست دارد ثبت کند و این ثبت را همان‌طور که بوده، بدونِ این‌که در آن تصرّف کند، در اختیارِ دیگران بگذارد. این، سینمایی است متعلق به همه و ابزارش ارزان‌تر از آن است که کسی نتواند از آن استفاده کند. مُهم، ظاهراً، همین ابزاری است که در دسترس است و به کمکِ آن می‌شود استعدادِ فیلم‌سازی را کشف کرد.

 

تعطیلاتِ آقایِ بین [تازه‌ترین حضورِ روآن اتکینسن] از این‌نظر، فیلمِ مُهمّی است؛ چون در بخشِ پایانیِ فیلم، آقایِ بین، فیلمِ کارگردانِ ظاهراً مشهوری را در جشنواره‌یِ کن قطع می‌کند و فیلم‌هایی را که با این دوربینِ کوچک گرفته، رویِ پرده می‌اندازد و اتّفاقاً تماشاگرانِ حاضر در جشنواره‌یِ کن هم از این تصویرهایِ تازه که هیچ اصولی را رعایت نکرده‌اند و فاقد همه‌یِ استانداردهایِ فیلم‌سازی هستند، حسابی خوش‌شان می‌آید. این تصویرهایِ درهم که همه‌جور چیزی در بین‌شان هست [از رقص‌هایِ مسخره و بامزّه‌یِ آقایِ بین تا شیوه‌یِ غذا خوردن و هزار چیزِ دیگر] در مقایسه با تصویرهایِ دیگری که رویِ پرده رفته‌اند، تازه و غیرمنتظره هستند و همین است که موردِ تشویقِ گستره‌یِ حاضران در کن قرار می‌گیرند. یکی از بامزّه‌ترین صحنه‌هایِ فیلم، احتمالاً، جایی است که کارگردانِ عصبانی، از تشویقِ تماشاگران حیرت می‌کند و در اقدامی حیرت‌انگیز، سعی می‌کند با دوربینی کوچک به سَبکِ آقایِ بین فیلم‌برداری کند و این دوربین را بالا و پایین می‌برد و تکان می‌دهد تا واقعی‌بودنِ تصویری که دارد ثبت می‌شود، کاملاً به چشم بیاید. بامزّه است؛ او همان کارگردانی است که فیلمِ نامُتعارفش باعثِ خمیازه‌یِ جمعیتِ حاضر در تالارِ سینما شد و حالا که فیلمِ از راه‌رسیده‌یِ آقایِ بین توانسته توجه همان جمعیتِ خواب‌آلود را به خود جلب کند، فکر می‌کند که می‌شود از این مسیر رفت و فیلم‌هایی به این شیوه ساخت و صاحبِ این تشویق‌ها شد. به‌هرحال، این هم سینمایِ نامُتعارف است.

 

سینمایِ سردستی و حاضرآماده، البته، طرفدارانِ پَروپاقُرصی دارد که حاضرند ساعت‌ها درباره‌یِ اهمیتِ این سینما حرف بزنند و توضیح بدهند که سینما اگر قرار است ادامه پیدا کند و عُمرش به این دنیا باشد، باید از این راه برود و راهی جُز این ندارد. ایرادش کجاست؟ همه آزادند که درباره‌یِ چیزهایی که دوست دارند حرف بزنند و با شور و حرارت هم این حرف‌ها را به زبان بیاورند؛ امّا این‌وسط، تعطیلاتِ آقایِ بین هم هست، شوخی‌هایِ دیگر هم هست که همه با سردرستی‌بودن و حاضرآماده‌بودنِ این سینما شوخی می‌کنند.

 

سینمایِ نامُتعارف، البته، چیزِ بدی نیست؛ خیلی هم خوب است. خیلی هم لازم است و شخصاً تماشایِ فیلم‌هایِ «ژان‌لوک گُدار» را به خیلی فیلم‌هایِ دیگر ترجیح می‌دهم، به این دلیلِ ساده که گُدار خوب بلد است این نامُتعارف‌بودن را به سینما تبدیل کند و بعضی‌هایِ دیگر فکر می‌کنند ظاهرِ نامُتعارف کافی است. ولی حق با آن‌ها نیست. با هیچ‌کس نیست. هرکسی حق دارد حق را به خودش بدهد. ایرادی هم ندارد.

 

همین گُدارِ دوست‌داشتنی، که اساساً اهلِ کنارآمدن و سازش‌کاری و این‌جور چیزها نیست و زودتر از خیلی‌ها نامُتعارف بوده و بهترین‌هایِ این‌جور سینما را ساخته، زمانی در مصاحبه‌ای، از قولِ کسی دیگر، گفته بود ظاهرِ نامُتعارف همیشه نشانه‌یِ نبوغ نیست؛ گاهی نشانه‌یِ نادانی‌ای است که می‌خواهند آن‌را هرجور شده پنهان کنند. به همین صراحت...

 

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٦