شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

یادتان باشد که در آشپزخانه تنهایید و هیچ‌کس شما را نمی‌بیند

لوئیس اچ. لفام: پس از آنکه در سال ۱۹۶۰ به نیویورک نقل مکان کردم، کم‌کم عادت کردم به خوردن غذا در رستوران، و این تصور در ذهنم شکل گرفت که لذت‌های سفره را باید در همراهی و مصاحبت پیدا کرد، نه در غذاهای مخصوص و گوناگون. ورود دیرهنگامم به عرصۀ شناخت غذاهای عالی را به «جولیا چایلد» [کارشناس نامدار آشپزی] مدیونم. او که دورۀ کارآموزی‌اش را در موسسۀ آموزش پذیرایی «لوکوردون بلو» گذرانده بود، در اوایل دهه ۱۹۶۰ یک کلاس آشپزی در تلویزیون دولتی آمریکا برگزار می‌کرد. برنامۀ او با عنوان سرآشپز فرانسوی، آنقدر مشهور شد که سردبیران مجلۀ سَتِردی ایونینگ پُست به من مأموریت دادند تا از ضبط این برنامه در آشپزخانه‌ای در بوستون گزارش تهیه کنم. دو روز مصاحبت با او -در صحنۀ فیلم‌برداری، در خانه و هنگام تماشای اجراهای ضبط‌شدۀ قبلی‌اش- هم برایم لذت‌بخش و هم تعجب‌آور بود. او که زنی صمیمی، ثابت‌قدم و عاری از تظاهر بود، سخنرانی نمی‌کرد (چه سخنرانی آشپزی چه اخلاقی و مفهومی). آنقدر راحت بود که وقتی یک بار کتلت سیب‌زمینی را خراب کرد، آرامش خود را از دست نداد و گفت: «اگر این اتفاق برای شما هم بیفتد، کتلت را داخل ماهی‌تابه برگردانید. یادتان باشد که در آشپزخانه تنهایید و هیچ‌کس شما را نمی‌بیند.» 

وقتی که چایلد چیز دلپذیری کشف می‌کرد، احساس شادی ساده و معصومانه‌ای به او دست می‌داد. در قسمتی از برنامۀ سرآشپز فرانسوی، می‌بینیم که کنگر فرنگی داخل دیگی با روکشی پارچه‌ای می‌جوشد و چایلد وارد صحنه می‌شود و روکش را با انبری سنگین برمی‌دارد و با قیافه‌ای بشاش می‌گوید: «در زیر این نقاب نازک چه چیزی می‌پزیم؟ این کنگر بزرگ که بعضی‌ها از آن اکراه دارند، چرا اینجاست؟» او جای بعضی چیزها را فراموش می‌کرد؛ اغلب یادش می‌رفت کره و گاهی ادویه یا هویج را کجا گذاشته و در یک مورد به‌یادماندنی، جای بوقلمون را فراموش کرد. چایلد نگران رویدادهای تصادفی نبود و به خوب‌بودنِ پایان کار باور داشت، طوری که با اطمینان به جوجه‌ای که داخل ماهی‌تابه سرخ می‌شد اشاره می‌کرد و می‌گفت: «جوجه را رها می‌کنیم و می‌گذاریم تا با صدای جلز و ولز، آرام بپزد.» 

+

همه‌ی مقاله را این‌جا بخوانید: 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳٩٤