شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

دستفروش، شعری از رافائل آلبرتی

 

  

   ابرهای رنگ‌ووارنگ می‌فروشم

   ابرهای چاق و گرد

   ابرهای رنگ‌ووارنگ

   خنک می‌کنند هوا را

   ابرهای فشرده‌ی صورتی می‌فروشم

   ابرهای ارغوانی

   طلوعِ آفتاب می‌فروشم

   سپیده‌ی طلایی

   ستاره‌ی زردِ صبح‌گاهی

   خودم از شاخه‌ی سبزِ درختِ هلو چیده‌ام این ستاره را

   برف می‌فروشم

   آتش می‌فروشم

   با صدای بلند شعر می‌فروشم

 

   ترجمه‌ی محسن آزرم

   بعدِتحریر: عکس، صرفاً، تزئینی‌ست.

   الکی‌خوش/ خوش‌بین، فیلمی از مایک لی

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠
برچسب‌ها : شعر ، رافائل آلبرتی ، ترجمه