شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

میرچا اِلیاده درباره‌ی لولیتای ولادیمیر ناباکوف

 

شگفت‌زده از ارزشی که همه برایِ «لولیتا»یِ «[ولادیمیر] ناباکوف» قائلند، نظریه‌ام را برایِ تمامِ کسانی که از شیوه‌یِ مُختارِ عصر در ستایشِ دختر یا زنِ جوانِ زیبا و رعنا سخن می‌گویند، شرح می‌دهم. به گمانِ من، این شیوه‌یِ بابِ روز، بازپسین واکنشِ مردان در قبالِ «مردم‌سالاریِ» جامعه‌یِ مُدرن است. در ممالکِ متّحده‌یِ آمریکا، زن ـ همسر و زن ـ مادر حاکمند؛ از این‌رو مردان با ستایشِ دخترِ نوجوان، از زنان انتقام می‌گیرند، چون بدین‌گونه می‌خواهند بگویند که چنین دختری را دوست دارند و نه زنانِ پُخته و بالیده و به‌کمال‌رسیده را.  لولیتا ـ و اسلوبِ رایج جامه‌هایی که به تقلید از جامه‌یِ دخترانِ جوان دوخته می‌شود ـ معلوم می‌دارند که مردان، مجذوبِ مرحله‌ی مقدّمِ بر زنانگی‌اند و اگر تحتِ سلطه‌یِ زنانِ پُخته و بالیده باشند، دیگر آن آرزومندی را احساس نمی‌کنند. من به بحران‌هایی می‌اندیشم که این «شیوه‌یِ بابِ روز» ممکن است در زنی برانگیزد که در سی‌سالگی، خود را ازکارافتاده و «پیر» می‌پندارد! 

اسطوره و رمز در اندیشه‌ی میرچا اِلیاده، ترجمه‌ی جلال ستّاری، نشر مرکز، ۱۳۸۴ 

پی‌نوشت: و این آقایِ «اِلیاده» هم، اساساً، فرزانه‌یِ گران‌مایه‌ای بوده است و این فرزانگی را نه‌فقط در کتاب‌های اسطوره‌شناسی‌اش، که در داستان‌هایش هم می‌شود دید. و من، فعلاً، شیفته‌یِ «شب‌های بنگال»ش هستم. از بینِ خوانندگانِ احتمالیِ این وبلاگ، کسی فیلم  Bengali Night را دیده، یا احتمالاً، نسخه‌ای از آن را دارد؟ خیلی دوست دارم ببینم «ژان‌کلود کاری‌یر» [فیلم‌نامه‌نویسِ محبوبم] این داستان را چه‌جوری به فیلم‌نامه تبدیل کرده است. کاش نسخه‌ای از این فیلم پیدا می‌شد...  

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧