شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

باید تعریفِ جدیدی از اخلاق ارائه کرد...

اصغر فرهادی

 

   ... فکر می‌کنم من تنها فیلم‌سازی هستم که در هیچ‌کدام از فیلم‌هایم شخصیت منفی، آن‌گونه که معمولاً  مصطلح است و وجود دارد، نداشته‌ام؛ شخصیتی که من درباره‌اش قضاوت کرده باشم و او را غیرِدوست‌داشتنی جلوه داده باشم نداشته‌ام. به‌همین‌دلیل، رابطه‌ی من با شخصیت‌ها‌یم از پیش تعیین شده و از بالا و تحقیرآمیز نیست. اگر بود که باید ردِ این تحقیر در شخصیت‌پردازی‌ها دیده می‌شد و براساسِ نظر منْ شمای تماشاگر از بعضی شخصیت‌‌ها متنفر می‌بودید و از بعضی‌ها خوش‌تان می‌آمد. همیشه در همه‌ی کارهایی که کرده‌ام حسّم این بوده که با همه‌ی آن‌ها به یک اندازه هم‌دل هستم...

   ... کفه‌ی عاطفی فیلم، در هر دو طرف واقعاً به یک اندازه است. این‌ها البته حسّی‌ست. خیلی‌ها هم معتقدند که من طرفِ «راضیه» و «حجّت» را گرفته‌ام. به‌نظرم این نوعی سطحی‌دیدن است؛ این‌که بگوییم «فرهادی» بیرونِ گود نشسته و شخصیت‌ها را در یک میدان انداخته که آن‌ها خودشان را افشا کنند و از این طریق بگوید که ببینید این‌ها چه‌قدر بداخلاق، زشت و چرک‌اند! این نگاه حاصلِ یک کلیشه‌ی اخلاقیِ رایج است. من، اتّفاقاً، به‌طور پنهانْ کارم این بوده که از آن‌ها دفاع کنم و بگویم این‌ آدم‌ها، اصلاً، چرک و بداخلاق نیستند. این‌ آدم‌ها در موقعیت‌هایی مجبور می‌شوند علی‌رغم میل و درون‌شان طوری رفتار کنند که خلافِ اخلاقِ مرسوم است، به‌زعمِ من، حتّا نمی‌شود اسمش را  رفتارِ غیرِاخلاقی بگذاریم؛ چون تعریفِ اخلاق برای این آدم‌ها و در دنیای امروزْ ناچار به تغییر است...

   ... فکر می‌کنم رفتارهای غیراخلاقی براساسِ متر و معیارهای اخلاقِ سنّتی و اخلاقِ عرفی ارزش‌سنجی می‌شوند، ولی این‌ها را باید در این روزگار به گونه‌ای دیگر دید، باید تعریفِ جدیدی از اخلاق برای بشرِ پیچیده‌ی امروز ارائه کرد...

   

   بعدِ تحریر: گفت‌وگو با اصغر فرهادی را درباره‌ی فیلم تازه‌اش ـ جدایی نادر از سیمین ـ در شماره‌ی چهارم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (نوروزِ نود) بخوانید.

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩

چهارمین شماره‌ی نافه منتشر شد...

چهارمین شماره‌ی نافه

 

در شماره‌ی چهارمِ دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (نوروز ١٣٩٠) بخوانید

 

   گفت‌وگو با اصغر فرهادی درباره‌ی جداییِ نادر از سیمین و واکنش‌ها در جشنواره‌ی برلین + پاسخِ نیک جیمز (سردبیرِ مجلّه‌ی سایت اند ساند) به هفت پرسش‌ِ نافه درباره‌ی جداییِ نادر از سیمین

   گفت‌وگو با پیمان معادی و ساره بیات درباره‌ی جداییِ نادر از سیمین

   گفت‌وگو با بهروز افخمی درباره‌ی فرزندِ صبح و فیلمِ تازه‌اش Blacknoise

   گفت‌وگو با رضا کیانیان درباره‌ی مُختارنامه، عکّاسی و نویسندگی و خیلی هنرهای دیگر

   گفت‌وگو با فرهاد اصلانی درباره‌ی مُختارنامه و ابنِ زیاد + خطبه‌ی ابنِ زیاد در مجموعه‌ی مختارنامه

   گفت‌وگو با امیر توسّلی درباره‌ی موسیقیِ مُختارنامه

   گفت‌وگوی منتشرنشده‌ای با مهدی سحابی درباره‌ی زندگی و سال‌های جوانی‌

   گفت‌وگوی اختصاصی با توبیاس وولف نویسنده‌ی امریکایی به‌مناسبتِ ترجمه‌ی آثارش به فارسی

   گفت‌وگو با شیرین‌دُخت دقیقیان درباره‌ی ارزشِ ادبیِ آثار تولستوی

   گپِ اختصاصی با ویکتوریا تولستوی از نوادگانِ تولستوی

   گفت‌وگو با علی حصوری به‌مناسبتِ انتشارِ کتابِ حافظ از نگاهی دیگر

   گفت‌وگو با احمد غلامی به‌مناسبتِ انتشارِ کتابِ تازه‌اش آدم‌ها

   گفت‌وگو با محمّدرضا بایرامی درباره‌ی رمانِ مردگانِ باغِ سبز

   گفت‌وگو با همای سرپرستِ گروهِ مستان در آستانه‌ی دریافتِ مجوّز

   گفت‌وگوی اختصاصی با یو مینجیون نقّاشِ سرشناسِ چین

   دو گفت‌وگوی کوتاه با عبّاس کیارستمی و پرویز تناولی درباره‌ی تراژدیِ ون‌گوگ

   گفت‌وگو با ناصر اُویسی از نسلِ اوّلِ نقّاشانِ ایران

   دو گفت‌وگوی کوتاه با کوروش شیشه‌گران و داریوش قره‌زاد درباره‌ی نقّاشیِ ایرانی

   گفت‌وگوی فردین خلعتبری با احمد پژمان آهنگ‌ساز

   گفت‌وگو با حسین پاکدل درباره‌ی نمایشِ حضرتِ والا

   گفت‌وگو با عبّاس جوانمرد درباره‌ی تئاتر ایران بعد از کودتای ٢٨ مرداد

   گفت‌وگو با محمّدعلی کشاورز به‌مناسبتِ بزرگداشت در جشنواره‌ی تئاترِ فجر

   گفت‌وگو با امیر جعفری و طنّاز طباطبایی درباره‌ی درس، تئاتری از داریوش مهرجویی

   پاسخِ محمّد قائد به دو پرسشِ نافه درباره‌ی مجلّه‌ی کتابِ جمعه + نوشته‌ای از مسعود بهنود درباره‌ی کتابِ جمعه

   گفت‌وگو با علی معلّم به‌مناسبتِ انتشارِ شماره‌ی دویستِ مجلّه‌ی دنیای تصویر

    +

   پرونده‌هایی درباره‌ی بیست‌ونهمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلمِ فجر، خانه‌ی پدری تازه‌ترین فیلمِ دیده‌نشده‌ی کیانوش عیّاری، جداییِ نادر از سیمین تازه‌ترین ساخته‌ی اصغر فرهادی، مجموعه‌ی تلویزیونیِ مُختارنامه، دنیای داستانی توبیاس وولف، صدمین سال‌مرگِ تولستوی، کتابِ تازه‌ی احمد غلامی، حافظ‌پژوهیِ علی حصوری، رمانِ پُرحاشیه‌ی محمّدرضا بایرامی، هنرِ معاصرِ چین، بُریدنِ گوشِ ون‌گوگ به‌سبکِ ایرانی، سه نسل هنرمندانِ تجسّمیِ ایران، جشن‌نامه‌ی احمد پژمان و...

   +

   نوشته‌ها و ترجمه‌ها و گفته‌هایی از محمود دولت‌آبادی، بهمن فرمان‌آرا، مسعود بهنود، لیلی گلستان، احمد طالبی‌نژاد، سعید عقیقی، حسین سناپور، علی فردوسی، پرویز خائفی، جواد طوسی، احمد میراحسان، پرویز نوری، مهرزاد دانش، اسدالله امرایی، علی باباچاهی، عبّاس صفّاری، حمیدرضا آتش‌برآب، محمّدحسن شهسواری، منیر شاخساری، شهرام اقبال‌زاده، کارن همایون‌فر، فردین خلعتبری، بهروز غریب‌پور، لیلی افشار، قباد شیوا، بهنام کامرانی، پرویز کلانتری، بهزاد حاتم، کاظم چلیپا، حسین خسروجردی، کیوان ساکت، آروند دشت‌آرای و...

   +

   چند بُرش از فیلم‌نامه‌ی فریاد نوشته‌ی میکل‌آنجلو آنتونیونی، خاطراتِ سینماییِ فرانسوا تروفو، سفرنامه‌ی جلال ستّاری از فرانسه، خاطراتِ منوچهر آتشی از فرّخ تمیمی،‌ عکس‌های مریم زندی، نقّاشی‌های مصطفی دره‌باغی و ...


  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩

سوّمین شماره‌ی نافه ـ بالأخره ـ منتشر شد...

نافه؛ شماره‌ی سوّم

در شماره‌ی سوّم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (آبانِ هشتادونُه) بخوانید:

گفت‌وگوی احمد طالبی‌نژاد با مسعود کیمیایی درباره‌ی روزمرّگی‌هایش

گفت‌وگو با سعید عقیقی درباره‌ی نقدِ فیلم در ایران

گفت‌وگو با محمّدرضا درویشی و فردین خلعتبری درباره‌ی مشکلات، آسیب‌ها و آینده‌ی موسیقیِ ایران

گفت‌وگو با کیهان کلهر در روزهای پُرکاری‌

گفت‌وگویی با محمّد حقوقی، ضیاء موحّد و محمّدرضا باطنی درباره‌ی شعرهایی که احمد میرعلایی ترجمه کرد

گفت‌وگو با حسین سناپور درباره‌ی کتابِ شمایلِ تاریکِ کاخ‌ها

گفت‌وگوی اختصاصی با گونتر گراس؛ برنده‌ی جایزه‌ی نوبلِ ادبیات

گپِ اختصاصی با ماریو بارگاس یوسا چند ساعتِ بعدِ بردنِ نوبلِ ادبیات

گفت‌وگو با بهرام دبیری درباره‌ی بهمن محصّص و نقّاشی‌هایش

گفت‌وگو با حمیدرضا آذرنگ به‌مناسبت بازی در همه‌ی فرزندانِ خانم‌آغا

گفت‌وگو با حسین کیانی درباره‌ی همه‌ی فرزندانِ خانم‌آغا

گفت‌وگو با سیامک صفری درباره‌ی منهای دو

گفت‌وگو با محسن عبدالوهّاب درباره‌ی لطفاً مزاحم نشوید

گفت‌وگو با افشین هاشمی و هدایت هاشمی درباره‌ی لطفاً مزاحم نشوید

گفت‌وگو با دکتر محّمد صنعتی درباره‌ی ماجرای آنتونیونی و درباره‌ی الی... اصغر فرهادی

گفت‌وگو با پرویز کلانتری درباره‌ی نمایشگاهِ نقّاشی‌اش

گفت‌وگو با پیمان هوشمندزاده درباره‌ی نمایشگاهِ تهرانِ مستند

و چند بُرش از فیلم‌نامه‌ی اوّلیه‌ی سن‌پترزبورگ؛ نوشته‌ی پیمان و محراب قاسم‌خانی

و گزارش اختصاصی از پشت‌صحنه‌ی فیلم تازه‌ی وودی آلن

و

پرونده‌هایی درباره‌ی نودسالگیِ سیمین دانشور و گم‌شدن نسخه‌ی دستنویسِ کوهِ سرگردان، کتاب تازه‌ی حسین سناپور، یادِ فریدون توللی، دنیای داستانی گونتر گراس، داستان‌های هاروکی موراکامی و کازئو ایشی‌گورو، ماریو بارگاس یوسا و نوبلِ ادبیات، موسیقیِ فرهاد مهراد، موسیقیِ راجر واترز، لبخندِ ژوکوند در تهران، هنر ایران در آرت پرس، نقّاشی‌های بهمن محصّص، نقّاشی‌های آدولف هیتلر، یادِ هانیبال الخاص، بازارِ ایران در یونسکو، برج خیارشوریِ لندن، نمایش همه‌ی فرزندانِ آغا، نمایش منهای دو، سینمای رومن پولانسکی و فیلمِ نویسنده‌ی در سایه، پرونده‌ای برای فیلم لطفاً مزاحم نشوید، سینمای مستندِ محّمد شیروانی، فیلم داستانِ اسباب‌بازیِ ٣، پنجاه‌سالگیِ فیلمِ ماجرا و...

و

نوشته‌ها و ترجمه‌ها و گفته‌هایی از ابراهیم گلستان، احمد طالبی‌نژاد، روبرت صافاریان، مازیار اسلامی، امید روحانی، احمد میراحسان، سیّدعلی صالحی، اسدالله امرایی، ایرج پارسی‌نژاد، رؤیا صدر، جواد مجابی، محمّد آزرم، حمیدرضا آتش‌برآب، پرویز نوری، جواد طوسی، امید روشن‌ضمیر، مهرزاد دانش، رضا بهرامی‌نژاد، بهزاد خواجات، محمّد خلیلی، رضا نجفی، مجتبی ویسی، مهدی غبرائی، غلامحسین سالمی، عبدالله کوثری، کاوه میرعبّاسی، ناصر زراعتی و...

 

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩
برچسب‌ها : نافه ، اعلانِ عمومی

نمی‌شود با صدای بلند حرف زد...

جدایی نادر از سیمین

   سایتِ رسمیِ فیلم جدایی نادر از سیمین نوشته است «بنا بر اعلام مشاور رسانه‌ای فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی، فیلم‌برداری این فیلم ـ به‌طور موقّت ـ متوقف گردید.»

   این چند تکّه‌، شاید، تنها چیزی باشد که فرهادی، در مصاحبه با دوماه‌نامه‌ی نافه (شماره‌ی دو)، درباره‌ی فیلم تازه‌اش گفته؛ آن‌هم در روزهایی که فیلم‌برداری هنوز شروع نشده بود، هنوز فهرستِ بازیگرها نهایی نشده بود و هنوز تاریخِ دقیقِ فیلم‌برداری معلوم نشده بود... کاش می‌شد امیدوار بود که این «توقّفِ موقّت» یکی از همین روزها برطرف شود و سایتِ رسمیِ فیلم خبر از شروعِ دوباره‌ی فیلم‌برداری بدهد. کاش می‌شد بیش‌تر از این‌ها امیدوار بود، کاش...


   فیلم‌نامه‌‌ای نوشتم به‌نام جدایی نادر از سیمین که در آن همان فکر و نگاه فیلم‌های قبلی‌ام در آن هست. حتّا شاید موقعیت‌های اخلاقی‌ای که در شهر زیبا و چهارشنبه‌سوری دیده بودیم این‌جا هم وجود داشته باشد. اما رویکردِ جدیدی‌ست و به‌همین‌دلیل می‌توانم بگویم سوار بر موفقیتِ درباره‌ی الی... نیست. خودم هم ترجیح می‌دهم این اتفاق نیفتد...

   به‌لحاظ اجرا، قاعدتاً، تکامل‌یافته‌ترِ همان فیلم‌هاست، ولی به‌لحاظ مضمون سعی کرده‌ام عمیق‌تر از آن‌ها باشد. همیشه فکر می‌کردم اگر همه‌ی شخصیت‌های فیلم‌هایم را دورِ هم جمع کنم، چه اتفاقی می‌افتد و چه‌قدر آن‌ها تصویری از جامعه هستند. دارم به این فکر می‌کنم که حالا فیلمم تنها با نگاه به یک گروه مشخص یا طبقه‌ی مشخص نباشد. یک‌جوری نگاهم به طبقات بیشتر بسط پیدا کند...

   درواقع همراه با طبقه‌ی متوسطی‌ها فیلم را جلو می‌بریم. ولی مثل درباره‌ی الی... نیست که طبقه‌ی فرودستِ جامعه در حدّ پسر سرایدرِ خانه‌ی ویلایی باشد. این‌جا حضور پُررنگ‌تری دارد و حتّا می‌شود گفت هم‌وزنِ شخصیت‌های دیگر است. علتش هم این است که اتفاقات امروزِ جامعه‌ی ما بی‌ربط نیست در شکل‌گیری شکاف طبقاتی. راستش فیلم بیشتر از این‌که در ادامه‌ی فیلم‌های قبلی‌ام باشد برخاسته از شرایطی‌ست که امروز دوروبَرِ ما وجود دارد. من حالا موضوع دیگری را پایه‌ی خودم قرار داده‌ام.

   الان آن‌قدر موقعیت‌های خاص وجود دارد که می‌تواند شما را به سمت درام‌های خوب ببرد. ولی به‌خاطر نگاه‌های مراقبتی‌ای که از یک‌طرف می‌گوید باید مواظبِ سینما بود و از طرف دیگر ممکن است سینما را ابزاری برای ایدئولوژی، سیاسی‌کاری و ... کند موانعی در کار پیش آمده. خب، همان‌قدر که دست‌تان برای کار باز شده، موانع هم بزرگ‌تر شده.

   راه گریزش این است که در گفتنِ موضوع، ولومِ صدای‌تان را کمی تغییر دهید. الان نمی‌شود با صدای بلند حرف زد؛ ولی معنایش این نیست که اصلاً نمی‌شود حرفی را زد. حالا باید حرف را با صدای پایین‌تر و البته با تأثیر‌گذاریِ بیش‌تر گفت. یک‌موقع هست که در خیابان با کسی دعوای‌تان می‌شود، طرفِ شما می‌آید و بلندبلند به شما فحش می‌دهد. میزان رعب و وحشت و تأثیرِ آن بر شما تا یک‌اندازه‌ای‌ست. ولی اگر یک آدمی خیلی آرام بیاید جلو شما بایستد و بگوید ببین، من حالم بد است و ممکن است کاری دستت بدهم، خب وحشتش قطعاً بیش‌تر از حالتِ قبلی‌ست. معنیِ پایین‌آوردنِ ولوم هم این نیست که شما حرف‌تان را سانسور ‌کنید یا حرف‌تان را نز‌نید. یعنی شما رندانه انعکاسی را که ممکن است طرف مقابل را حساس کند پیش‌بینی می‌کنید و حرف‌تان را به لایه‌های پایین‌تر فیلم می‌برید. حالا یک اطمینانی هم هست که قشر فرهیخته‌ی‌ موجود در جامعه حرفِ شما را می‌فهمد...

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩

کارِ نقد رمزگشایی یا پرده‌خوانی نیست...

    گفت‌وگوی دوماه‌نامه‌ی نافه با صفی یزدانیان

   معمولاً هیچ‌وقت راجع‌به فیلمی که ندیده‌ام چیزی نمی‌خوانم، ولی اگر فیلم را دیده باشم و کنج‌کاو باشم که بقیه درباره‌اش چی می‌گویند، می‌روم و نوشته‌ها را می‌خوانم. آن‌جا خیلی مهم است که بتوانم با دنیای نوشته ارتباط برقرار کنم. یعنی اگر از آن نقدهایی باشد که می‌خواهد «درس» بدهد، خب نمی‌خوانمش؛ نه به‌خاطر این‌که نمی‌خواهم چیزی یاد بگیرم، به‌خاطرِ این‌که آن لحنِ «رمزگشایی» خیلی سلیقه‌ی من نیست. نمی‌دانم، فکر می‌کنم کارِ نقد «رمزگشایی»، یا «پرده‌ خوانی» نیست. خیلی‌ نقدها مثلِ «پرده‌ خوانی»‌ است و شروع می‌کنند به گفتنِ این‌که مثلاً این‌جا معنیِ رنگِ آبی این است و داستان گُل‌دان این است؛ که به‌نظرم خیلی اقتدارگراست و آدم را با دانشی که دارد، یا می‌گوید دارد، خفه می‌کند. این‌جور نقد پس‌ام می‌زند، امّا این‌ خودش یک‌جور سبک است. درعین‌حال خیلی هم خوب است، چون با دیدنِ اسمِ فلان نویسنده‌ می‌فهمم بهتر است آن نقد را نخوانم، چون یک‌جور خودآزاری‌ست و عصبی‌ام می‌کند.

   یک‌چیزی را درست نمی‌فهمم؛ می‌شود با خواندن یک نقدِ منفی تفریح کرد، ولی با نوشتنِ نقدِ منفی قرار است چه‌کار کنم؟ قرار است کسی را قانع کنم که آن فیلم خوب نیست؟ که بدترین کارِ دنیاست در هر زمینه‌ای. مثلِ این است که یک‌نفر یکی را دوست دارد و تو بروی بهش بگویی نه، به این دلایل دوستش نداشته باش. می شود حرص خورد و غمگین شد اما برای همچه چیزی که نمی‌شود منطق آورد.

   یک‌بار چیزی درباره‌ی هوشنگ طاهری نوشتم که نمی‌دانم خوانده‌اید یا نه؛ بعد از این‌که در تصادف فوت کرد. نوشتم خیلی از برگمان متشکریم که طاهری را به ما معرّفی کرد. درواقع، وقتی در فضای فرهنگیِ خودت یکی مثلِ هوشنگ طاهری را به بهانه‌ی برگمان پیدا می‌کنی خیلی خوش‌حال می‌شوی. مهم است که طاهری چه‌جوری می‌نوشت، مهم است که نگاهش به سینما چی بود، برای من که شاگردش بودم مهم است که سرِ کلاس چه‌جوری درس می‌داد. این‌ فیلم‌ها و هنرمندان هرچند مهم هستند، ولی گاهی هم بهانه‌اند که در فضای فرهنگیِ خودمان شریک پیدا کنیم، حرف بزنیم و کاری را بکنیم که خودمان قبول داریم. یکی از این کارها، یا مهم‌ترین‌شان، کلمه است.

   زمانی از من هم پرسیده بودند فیلم‌های عمرت چیست. خب، د‌ه‌تا فیلم را نوشتم و نفهمیدم چرا بعضی‌ها صدتا فیلم را نوشتند. بازی‌ست دیگر، می‌گوید ده‌تا، حالا آن‌قدر هم مهم نیست که بعدها تاریخ درباره‌مان اشتباه کند. به هرحال فیلم‌ها را نوشته بودم و یکی‌اش هم اشک‌ها و لبخندها بود. مخصوصاً هم همیشه می‌نویسم اشک‌ها و لبخندها، نه The Sound of Music. اگر فیلمِ عُمر می‌گویید، من از شش‌سالگی‌ عاشقِ نسخه‌ی فارسی این فیلم بوده‌ام. هنوز هم اگر جایی نشانش بدهند، می‌نشینم و می‌بینمش. بعد شنیدم یک‌عدّه گفته‌اند دیدی؛ این که این‌قدر می‌گفت تارکوفسکی حالا دمِ خروسش معلوم شد! خب یعنی چی؟ ما که عبوس و فرهیخته زاده نشده‌ایم؛ این‌جوری‌ایم دیگر و یک فیلم‌هایی هم فیلم‌های عُمر من است. بعضی از این فیلم‌ها با تربیتی که شده‌ام، با فضا و کنار دوستانم شاید فیلم‌های خاص‌تری باشد، ولی فیلم‌هایی هم هست که هنوز به زندگی من جواب می‌دهد. همین الان وقتی می‌خواهم یک‌چیزی را، یک وضعیتِ آشفته‌ی روحی را، خیلی تحمّل کنم، یادِ «یک ظرفِ پُر میوه، یک باغِ پُر گُلِ» فیلمِ اشک‌ها و لبخندها می‌افتم و برای خودم می‌خوانمش. خب، این من‌ام و در آن لحظه‌ای که اشک‌ها و لبخندها بهم معنی می‌‌دهد، به این فکر نمی‌کنم که پس دریمرز چی؟ یعنی در تاریخِ سینما ننشسته‌ام، در لحظه‌ی خودم هستم.

 بعدِ تحریر: گفت‌وگو با صفی یزدانیان را درباره‌ی نقدِ فیلم، به‌مناسبتِ کتابِ تازه‌اش ـ ترجمه‌ی تنهایی ـ در شماره‌ی دوم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (تیرِ هشتادونُه) بخوانید.

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٩

راهش این است که موبایل را خاموشی کنی...

گفت‌وگوی دوماه‌نامه‌ی نافه با اصغر فرهادی

   فیلم بعدی‌ام ممکن است خیلی‌ها را که به درباره‌ی الی... علاقه دارند متعجّب کند. این دیگر دستِ من نیست. نمی‌خواهم سعی کنم پیش از ساخت فیلم، قضاوت‌ِ آن‌ها را تصحیح کنم. برای من این نکته مهم است که حرکتی که از فیلمِ اوّلم تا الان داشته‌ام ادامه پیدا کند و متوقّف نشوم.

   من فیلم نمی‌سازم برای چیزی. این بزرگ‌ترین اشکالی‌ست که در حوزه‌‌ی نقد وجود دارد؛ مخصوصاً کسانی که خاستگاهِ سیاسی و ایدئولوژیک دارند. آن‌ها فکر می‌کنند سینما ابزاری‌ست برای چیز دیگر. این خودش شأنِ سینما را پایین می‌آورد. ما فیلم می‌سازیم، چون سینما را دوست داریم. بعد، در کنارِ این، یک‌سری هدایا و کادوها هم هست؛ آن‌هم این است که یک‌سری کار اجتماعی هم انجام بدهی، یا ممکن است دِیْنی را که به فرهنگِ وطنت داری ادا کنی. امّا من فکر می‌کنم سینمایی که وسیله‌ای برای حملِ یک ایدئولوژی یا تبلیغ سیاست می‌شود، آن‌را تنها به‌عنوانِ یک ابزار می‌خواهد... من فیلم می‌سازم، چون فیلم و فیلم‌ساختن را دوست دارم. فیلم نمی‌سازم که مُصلح اجتماعی باشم. اگرچه در فیلم‌هایی که می‌سازم ممکن است به این وجوه هم پرداخته شود، ولی این همه‌ی فیلم نیست...

   اگر کسی پنج‌سال پیش روزی فقط سه تماس تلفنی داشته، حالا این تعداد رسیده به پانزده تماس. و خب، این کار زمان می‌بَرَد. راستش را بخواهید، یکی از مشکلات روزمرّه‌ی من همین است به‌هرحال؛ قول‌وقرارهایی که می‌گذاری، نه‌فقط از نظرِ زمانی، که از نظرِ فکری هم انرژی می‌بَرَد. راهش هم، احتمالاً، این است که موبایل را خاموش کنی... امیدوارم این فرهنگ جا بیفتد که موبایل‌ها روزی دوساعت روشن باشند و هرکس کاری داشت در آن ساعات تماس بگیرد!

  اتفاقاً موقعی که دارید می‌نویسید باید کتاب بخوانید و فیلم ببینید. چون یک‌چیزی شما را باید از دنیای اثرتان بیرون بیاورد تا شما آن‌را از بیرون هم ببینید. من این غرق‌شدن در اثر تا پایانِ شکل‌گیریِ آن‌را نمی‌پذیرم. شما وقتی در اثر غرق می‌شوید، نمی‌توانید بر کلّ اثر احاطه داشته باشید. چیزهایی که باعث می‌شود از دنیای اثر بیرون بیایم، همین فیلم‌دیدن و کتاب‌خواندن است.

   بعدِ تحریر: گفت‌وگو با اصغر فرهادی را درباره‌ی روزمرّگی‌ها، عادت‌های نوشتن، کارگاهِ فیلم‌سازی‌ و فیلم تازه‌اش ـ جدایی نادر از سیمین ـ در شماره‌ی دوم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (تیرِ هشتادونُه) بخوانید.

+

   پنج بُرش از فیلم‌نامه‌ی درباره‌ی الی...، نوشته‌ی اصغر فرهادی

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩

نافه، شماره‌ی دوم، منتشر شد...

نافه؛ شماره‌ی دو

در شماره‌ی دوم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (تیرِ هشتادونُه) بخوانید:


   زوالِ کُلنل؛ سرفصلِ رمانِ منتشرنشده‌ای از محمود دولت‌آبادی

   گفت‌وگو با اصغر فرهادی درباره‌ی روزمرّگی‌هایش درآستانه‌ی فیلمی تازه؛ جدایی نادر از سیمین

   گفت‌وگوی با کامران شیردل؛ شوالیه‌ی سینمای مستند

   گفت‌وگو با دکتر محمّد صنعتی به‌مناسبتِ پنجاه‌سالگی فیلمِ روانی، ساخته‌ی آلفرد هیچکاک

   گفت‌وگو با کیانوش عیّاری درباره‌ی فیلم‌نامه‌های ساخته‌نشده‌اش

   گفت‌وگو با صفی یزدانیان به‌مناسبتِ انتشار کتابِ نقدهایش؛ ترجمه‌ی تنهایی

   گفت‌وگوی احمد طالبی‌نژاد با کیومرث پوراحمد درباره‌ی سریالِ تازه‌اش؛ پرانتز باز

   گفت‌وگو با قطب‌الدین صادقی درباره‌ی نمایش‌های نبرد و مده‌آ

   گفت‌وگو با یارعلی پورمقدّم درباره‌ی جلساتِ پنج‌شنبه‌ی هوشنگ گلشیری

   گفت‌وگو با حسین مرتضائیان آبکنار درباره‌ی کارگاهِ داستان‌نویسیِ گلشیری

   گفت‌وگو با ضیاء موحّد به‌انگیزه‌‌ی انتشارِ کتابِ دیروز و امروزِ شعرِ فارسی

   گفت‌وگو با رضا امیرخانی به‌مناسبتِ چاپِ کتابِ نفحاتِ نفت

   گفت‌وگو با احمد دهقان درباره‌ی رمانِ پرسه در خاکِ غریبه

   گفت‌وگوی اختصاصی با اُرهان پاموک، برنده‌ی جایزه‌ی نوبلِ ادبیاتِ دوهزار و شش

   گفت‌وگو با علی رهبری، رهبرِ سابقِ ارکستر سمفونیکِ تهران

   گفت‌وگو با شهداد روحانی، رهبرِ ارکستر سمفونیکِ تهران

   گفت‌وگو با همایون خرّم در آستانه‌ی هشتادسالگی

   گفت‌وگو با هانیبال الخاص در آستانه‌ی هشتادسالگی

   و...

   +

   پرونده‌هایی درباره‌ی هوشنگ گلشیری، کتاب تازه‌ی ضیاء موحّد، کتابِ تازه‌ی رضا امیرخانی، رمان تازه‌ی احمد دهقان، رمانِ نامِ من سُرخِ اُرهان پاموک، سال‌مرگِ ناظم حکمت، مرگِ ژوزه ساراماگو، ارکستر سمفونیکِ تهران، هشتادسالگی همایون خرّم، تورِ جهانیِ اریک کلَپتون، گنجینه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر، هشتادسالگی هانیبال الخاص، پروژه‌ی دوازده به توانِ سه، درگذشتِ معصومه سیحون، تئاترِ کالیگولا، ابتذال و سینمای ایران، مری و مکس و...

   و نقّاشی‌های بهرام دبیری، نمایشگاهِ گروهیِ راهِ ابریشم، شعری از یدالله رؤیایی، داستان‌هایی از اسلاومیر مروژک و مارک توآین و...

   و نوشته‌ها و ترجمه‌هایی از سیمین بهبهانی، شمس لنگرودی، اسدالله امرایی، مصطفی اسلامیه، مهدی غبرایی، کامران بزرگ‌نیا، محمّد آزرم، محمود حسینی‌زاد، علی‌اشرف درویشیان، محمّد کلباسی، علی باباچاهی، اصغر فرهادی، پرویز نوری، احمد طالبی‌نژاد، جواد طوسی، روبرت صافاریان، سعید عقیقی، پیروز کلانتری و...

   +

   پرونده‌ی مختصرِ فیلمِ آلیس در سرزمینِ عجایب [نوشته‌های دیوید بوردول و کیم نیومن را از دست ندهید.]

   چهل‌وپنج‌سالگیِ خشت و آینه؛ نوشته‌ای از سعید عقیقی درباره‌ی شاهکارِ ابراهیم گلستان

   پنج بُرش از فیلم‌نامه‌ی درباره‌ی الی...، نوشته‌ی اصغر فرهادی

   و...

   +

   اصغر فرهادی: بعد از درباره‌ی الی... فیلم‌نامه‌‌ای را با پیمان معادی نوشتم که از نظر بُن‌مایه و مضمون،‌ نگاه سازنده‌ی درباره‌ی الی... در آن جاری‌ست. ولی به‌لحاظ روایت، نوع قصه و شخصیت‌پردازی هیچ ارتباطی به آن ندارد و کاملاً عامدانه دور از آن فضاست. بعد از آن فیلم‌نامه‌‌ای نوشتم به‌نامِ جدایی نادر از سیمین که در آن همان فکر و نگاه فیلم‌های قبلی‌ام در آن هست. حتّا شاید موقعیت‌های اخلاقی‌ای که در شهرِ زیبا و چهارشنبه‌سوری دیده بودیم این‌جا هم وجود داشته باشد. اما رویکردِ جدیدی‌ست و به‌همین‌دلیل می‌توانم بگویم سوار بر موفقیتِ درباره‌ی الی... نیست. خودم هم ترجیح می‌دهم این اتفاق نیفتد...

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩
برچسب‌ها : نافه ، اعلانِ عمومی

یک توضیح

   نافه - مجله‌ی ادبیات و فرهنگ

    ... طبیعی‌ست که هر مجلّه و روزنامه‌ای باید صاحبِ سایتِ اختصاصی باشد، امّا در غیابِ همچه سایتی که همه‌ی مطالبِ دوماه‌نامه‌ی نافه (عمده‌ی مشغولیتِ این‌روزها) را بتوان در آن یافت، گاه‌وبی‌گاه، این‌جا، در یک صفحه‌ی جانبیِ این وبلاگ، نسخه‌ی عکسیِ بعضی صفحه‌های سینما را می‌شود سراغ گرفت.

   به این نشانی بروید و (فعلاً) این گفت‌وگوها را بخوانید:

   گفت‌وگوی امید روحانی با عبّاس کیارستمی درباره‌ی فیلم رونوشت برابرِ اصل

   گفت‌وگو با بهمن فرمان‌آرا در روزهایی که فیلم نمی‌سازد

   گفت‌وگو با مجید اسلامی درباره‌ی نقدِ فیلم در ایران

   گفت‌وگو با فرزاد مؤتمن درباره‌ی فیلم‌نامه‌هایی که هنوز نساخته

   گفت‌وگو با نگار جواهریان به‌مناسبتِ فیلم طلا و مس.


  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩

نافه؛ فرهنگ برای فرهنگ

 

نافه؛ شماره‌ی یک

 

   ... گرچه همواره گفته‌اند هم‌دلی از هم‌زبانی بهتر است، امّا شاید این‌بار که دل‌ها این‌گونه از هم دور شده است، شاید لازم باشد زبان به دادِ ما برسد. زبان و ادبیّات و هنر و فرهنگِ فارسی و ایرانی و اسلامی و سنّتی و مُدرن. نافه، مجلّه‌ی فرهنگ (ادبیّات، هنر و سینما) است؛ کاری به سیاست ندارد. فرهنگ برای فرهنگ شعارِ ماست. قصدِ هیچ ایما و اشاره و طعنه و کنایه نداریم. امیدواریم بتوانیم تحمّل شویم و تحمّل کنیم. شاید روزهای طلاییِ گذشته تکرار شود.

برگرفته از مانیفستِ نافه؛ فرهنگ برای فرهنگ

---

   در شماره‌ی یکِ دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (فروردین و اردی‌بهشتِ هشتاد و نه) بخوانید:

   گفت‌وگوی امید روحانی با عبّاس کیارستمی درباره‌ی فیلمِ رونوشت برابرِ اصل

   گفت‌وگوی منتشرنشده‌ی به‌روژ ئاکره‌یی با احمد شاملو

   گفت‌وگوی منتشرنشده‌ با حسین قوامی (فاخته)

   گفت‌وگو با علیرضا عصّار

   گفت‌وگو با بهمن فرمان‌آرا درباره‌ی روزمرّگی

   گفت‌وگو با مجید اسلامی درباره‌ی نقدِ فیلم در ایران

   گفت‌وگو با فرزاد مؤتمن درباره‌ی فیلم‌نامه‌هایی که نساخته

   گفت‌وگوی منتشرنشده با محمّد بهمن‌بیگی

   گفت‌وگوی اختصاصی با ویکتور ارافیف نویسنده‌ی رمانِ استالینِ خوب

   گفت‌وگو با عبدالله کوثری درباره‌ی گرایشِ سیاسیِ ماریو بارگاس یوسا

   گفت‌وگو با احمد کسایی‌پور درباره‌ی رمانِ تام سایر

   گفت‌وگو با محمّدرضا لطفی در آستانه‌ی کنسرتِ تازه‌اش

   گفت‌وگو با لاله اسکندری درباره‌ی نقّاشی‌های موزائیکی‌اش

   گفت‌وگو با پروفسور شهریار عدل

   گفت‌وگو با سیف‌الله صمدیان

   گفت‌وگو با ابراهیم حقیقی

   گفت‌وگو با محمّدحسن معجونی

   گفت‌وگو با رضا کیانیان

   گفت‌وگو با هانیه توسّلی دربار‌ه‌ی نمایش پروفسور بوبوس

   گفت‌وگو با نگار جواهریان درباره‌ی فیلم طلا و مس

   گفت‌وگو با لیلی گلستان درباره‌ی نعمت حقیقی

   پرونده‌هایی درباره‌ی دکتر علی‌محمّد حق‌شناس، محمّد بهمن‌بیگی، علی‌اکبر دهخدا، سهراب سپهری، ماریو بارگاس یوسا،‌ مارک توآین، باب دیلن، استاد جلیل شهناز، نعمت حقیقی، جشن تصویرِ سال، حراجِ کریستی، نمایشِ تازه‌ی آتیلا پسیانی، نمایشِ تازه‌ی محمّدحسن معجونی، رمانِ تازه‌ی محمّدحسن شهسواری، رمانِ استالینِ خوب، جزیره‌ی شاترِ مارتین اسکورسیزی، طلا و مسِ همایون اسعدیان، آقای روباهِ شگفت‌انگیزِ وس اندرسن، مستندِ مانی حقیقی درباره‌ی داریوش مهرجویی، نقّاشی‌های شیرین اتحّادیه، عکس‌های ابراهیم حقیقی و...

   و نوشته‌هایی از هوشنگ گلمکانی، احمد طالبی‌نژاد، روبرت صافاریان، احمد میراحسان، شمس لنگرودی، جلال ذوالفنون، همایون خرّم، بهرام دبیری، منوچهر آتشی و...

+

   در پرونده‌ی جزیره‌ی شاتر بخوانید: نوشته‌ی تحلیلیِ دیوید بوردول و گراهام فولر درباره‌ی تازه‌ترین فیلمِ مارتین اسکورسیزی

   داستان‌هایی از فیلیپ کِی دیک (به‌ترجمه‌ی پیمان خاکسار) و جفری آرچر (به‌ترجمه‌ی اسدالله امرایی)

   بُرش‌هایی از فیلم‌نامه‌های میشائیل هانکه (پنهان) و سعید عقیقی (ناتمام)

   زندگی‌نامه‌ی خودنوشتِ بنجامین فرانکلین

   سفرنامه‌ای از سرگئی یسنین

   بعدِ تحریر: مصاحبه‌ی به‌نسبت طولانی و البته خواندنیِ امید روحانی با عبّاس کیارستمی را از دست ندهید.

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩