شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

شوری کوتاه بود فقط

هرازگاه امواجِ احساس محکم می‌کوبیدند به قلبش، انگار بخواهند چیزی به یادش بیاورند. این اتّفاق که می‌افتاد، چشم‌هایش را می‌بست، دورتادورِ قلبش سد می‌زد و منتظر می‌ماند احساسات پس بکشند. شوری کوتاه بود فقط، به عمرِ سایه‌هایی که از آمدنِ شب خبر می‌دهند. امواج که رد می‌شدند آرامشِ رخوتناک برمی‌گشت، انگار هیچ‌گاه هیچ اتّفاقِ نامساعدی نیفتاده.

هاروکی موراکامی. پین‌بال، ۱۹۷۳. ترجمه‌ی بهرنگ رجبی.

نشر چشمه. پاییز ۱۳۹۴. صفحه‌ی ۳۸

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳٩٤