شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

شعرِ هیجان‌انگیز، شعری از کارلوس دروموند دِ آندراده

 

  

   این چه صدایی‌ست که در پلّه‌ها پیچیده؟

 

   عشق همین‌جا به پایان رسیده

   جایی که مرد قفل کرده در را

   از پرده آویزان کرده خودش را

 

   این چه صدایی‌ست که در پلّه‌ها پیچیده؟

 

   پسرک دست‌ها را گذاشته روی چشم‌ها و

   دماغش را خالی کرده

   بی‌خیالِ ماه که آن بالا ترسیده

 

   این چه صدایی‌ست که در پلّه‌ها پیچیده؟

 

   بی‌چاره آب که قطره‌قطره می‌چکد از شیر

   بی‌چاره آدمی که همه‌چیز را می‌بازد در قمار

   بی‌چاره سازی‌ که آرام‌ و آرام‌تر می‌شود صدایش

 

   این چه صدایی‌ست که پیچیده در پلّه‌ها؟

 

   دخترِ شادی‌‌ست که شیپور می‌زند

   پسرِ چاقی‌ست‌ که طبل می‌زند

   کشیشِ ناامیدی‌ست‌ که ناقوس را به صدا درمی‌آورد

 

   این چه صدایی‌ست که پیچیده در پلّه‌ها؟

 

   یکی‌ آمده صدای قلبم را ببُرّد

   ...

 

   ترجمه‌ی محسن آزرم

 

   بعدِتحریر: کارلوس دروموند دِ آندراده برزیلی بود؛ به‌قولی تأثیرگذارترین شاعرِ برزیل در قرنِ بیستم. ١٩٠٢ به دنیا آمد و ١٩٨٧ مُرد.

   بعدِ بعدِتحریر: عکس‌، صرفاً، تزئینی‌ست.

   ساعت‌ها، ساخته‌ی استیون دالدری، براساسِ رمانِ مایکل کانینگهام

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠