شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

داستانِ کتابی برای همه‌ی دوران‌ها

همه‌چیز ظاهراً از ژوئنِ ۱۹۶۲ شروع شد؛ روزی که فرانسوآ تروفوی سی‌ساله اوّلین نامه‌ی عمرش را برای آلفرد هیچکاکِ شصت‌وسه‌ساله نوشت: «کارگردان‌های زیادی را می‌شناسم که عاشقِ سینما هستند، ولی شما عاشقِ سلولوئید هستید و دوست دارم درباره‌ی همین عشق با شما گفت‌وگو کنم.» نامه‌ی تروفو ستایش فیلم‌سازی بود که فیلم به فیلم چیزی به سینما اضافه می‌کرد: «روزی روزگاری اگر بخواهند سینما را از وجودِ دیالوگ محروم کرده و دوباره آن‌را به هنری صامت بدل کنند، کارگردان‌های زیادی بی‌کار می‌شوند و بینِ معدود کارگردان‌هایی که می‌مانند آلفرد هیچکاک مرتبه‌ای بالاتر از دیگران دارد و روزی روزگاری بالأخره مردمِ دنیا می‌فهمند که بهترین کارگردانِ دنیا کسی غیرِ هیچکاک نیست.»

قرار بود تروفو ظرف سه هفته چهارصدْ پانصد سؤال از کارگردان محبوبش بپرسد و البته مطمئن نبود هیچکاک از این پیشنهاد راضی باشد و چنین گفت‌وگوی بلندبالایی را بپذیرد. بااین‌همه هیچکاک پیشنهاد کارگردانِ جوان فرانسوی را پذیرفت؛ چرا که تروفوی منتقد را می‌شناخت و می‌دانست او و هم‌نسل‌‌هایش با نوشته‌های تندوتیزشان سینمای فرانسه را دگرگون کرده‌اند و با طرح خط‌مشی مؤلفان فیلم‌سازانی را از سایه بیرون آورده و در مرکز سینما قرار داده‌اند و یکی از این فیلم‌سازان آلفرد هیچکاک بود.

چهارسال طول کشید تا گفت‌وگوی تروفو و هیچکاک رنگِ چاپ را ببیند؛ کتابی که با نام هیچکاک/ تروفو منتشر شد و از همان ابتدا خوانندگان بسیاری یافت و کم‌کم بدل شد به مهم‌ترین کتابِ تاریخ سینما؛ آن‌قدر که در نظرسنجی مجلّه‌ی سایت اند ساوند از منتقدان و فیلم‌سازان در صدرِ فهرست همه‌ی کتاب‌های سینمایی ایستاد و رسماً ملقّب شد به فرهنگ‌سازترین و مهم‌ترین کتابِ همه‌ی دوران‌ها؛ بی‌آن‌که واقعاً نیازی به چنین لقبی داشته باشد؛ چون تیزبینی و ذکاوت همیشگی تروفو و البته عشق‌وعلاقه‌ی بی‌حدّش به هیچکاک کار را به‌خوبی پیش برده بود و هیچکاک هم در برابر این عشق‌وعلاقه کوتاه آمده و زبان به گفتن گشوده بود. نتیجه‌ی کار کتابی است که قاعدتاً هر فیلم‌ساز و منتقدی در چهارگوشه‌ی دنیا آن‌را خوانده و از خواندنش حیرت کرده و چیزهای بسیاری آموخته.

همین است که در اوایل مستندِ هیچکاک/ تروفوی کِنْتْ جونز درست بعدِ ورق‌زدن صفحه‌های کتاب دیوید فینچر می‌گوید این کتاب را در کتاب‌خانه‌ی پدرش دیده و ده‌سالگی که سودای فیلم‌سازی در سرش بوده این کتاب را برای اوّلین‌بار ورق زده و بیش‌تر محو عکس‌هایی شده که نماهای پیاپی فیلم‌های هیچکاک بوده‌اند. وس اندرسن هم می‌گوید کتاب را آن‌قدر ورق زده و خوانده که ورق‌ورق شده بوده و باید کشی دورِ ورق‌های جدا از هم می‌انداخته که ورقی از دست نرود. امّا چه‌چیزی در این گفت‌وگو هست که از گفت‌وگو‌های دیگر جدایش می‌کند؟ گفت‌وگو با فیلم‌سازان ظاهراً در همه‌ی دوران‌ها رونق داشته امّا تنها هیچکاک/ تروفو است که هنوز در چهار گوشه‌ی دنیا خوانده می‌شود. جیمز گری می‌گوید آن‌چه این کتاب و این گفت‌وگو را از باقی گفت‌وگوها جدا می‌کند بی‌تکلّف بودنِ هیچکاک است؛ این‌که حرف‌هایش را در لفّافه نپیچانده و همه‌چیز را گفته. امّا گفتنِ همه‌چیز و بی‌تکلّف بودنِ فیلم‌ساز را مدیون تروفو هستیم؛ حق با مارتین اسکورسیزی است که می‌گوید اگر تروفو نبود شاید هیچکاک به الگویی در سینما بدل نمی‌شد و به‌قول پل شریدر نقش تروفو را نباید در شناخت و معرفی سینمای هیچکاک کم‌رنگ کرد؛ چون اوّلین کسی که فیلم‌های هیچکاک را این‌قدر دقیق دید تروفو است. با این کتاب بود که نگاه عمومی هیچکاک تغییر کرد؛ این چیزی است که پیتر باگدانوویچ می‌گوید؛ چون بعدِ این کتاب بود که دیگر تردیدها را درباره‌ی هیچکاک و فیلم‌سازی‌اش کنار گذاشتند و دیگر کسی او را به چشم سرگرمی‌ساز ندید. ظاهراً جدّیتِ تروفو را هم باید در نظر گرفت؛ این‌که هیچکاک/ تروفو برایش چیزی فراتر از یک گفت‌وگو بوده؛ هدفی بوده که می‌خواسته به آن برسد و آن‌قدر جدّی‌اش گرفته که به‌قول اُلیویه آسایا باید آن‌را بخش مهمی از کارنامه‌ی تروفو دانست.

مستندِ هیچکاک/ تروفوی کِنْتْ جونز ادای دینی است به این کتاب؛ به منتقدی که نقد را هم به‌اندازه‌ی فیلم‌سازی جدّی گرفته بود و با این‌که شمار نقدهایی که درباره‌ی فیلم‌های هیچکاک نوشت اندک است امّا در کتاب گفت‌وگوی بلندبالایش با چنان دقّتی درباره‌ی فیلم‌های او حرف زد که هیچکاک گاهی چاره‌ای جز سکوت یا تأیید نداشت. عجیب هم نیست که تروفو می‌گوید «وقتی پا می‌گذاریم به فضای فیلم‌های هیچکاک، انگار پا گذاشته‌ایم به رؤیا و خواب‌وخیالی که ظاهری بی‌نهایت زیبا و جذّاب دارد.» این ظاهر بی‌نهایت زیبا و جذّاب درست همان چیزی است که مستندِ هیچکاک/ تروفوی کِنْتْ جونز را پیش می‌برد؛ داستان دو آدم متفاوت که به‌قول فینچر از دو دنیای متفاوت روبه‌روی می‌نشینند و حرف می‌زنند و مهم‌ترین کتاب تاریخ سینما را می‌آفرینند؛ کتابی برای همه‌ی دوران‌ها.

 

 هیچکاکتروفو

ساخته‌ی کِنْت جونز

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥