تأسف‌بار است که شمیم شرایطی برای کارِ مستقل نیافت...

 

 

 

   بهرام بیضایی: سفر اوّلین فیلمی‌ست که تدوینش را با شمیم بهار کار کردم؛ بعد در غریبه و مه و کلاغ هم سرپرستیِ او بر تدوین ادامه یافت و بعد هم کم‌وبیش قطع نشد. نمی‌دانم چه‌قدر مجاز هستم از او در رابطه با کارِ تدوین صحبت کنم، چون به‌هرحال مسئولِ مشکلاتِ احتمالیِ فیلم‌هایی که اسم بردم منم نه او؛ امّا امتیازاتِ تدوینِ این فیلم‌ها به شخصِ او برمی‌گردد...

   در سفر وقت کم بود و من از تدوینِ سلیقه‌ای می‌گریختم؛ در ذهنم به‌دنبالِ کسی می‌گشتم که ذهنش هشیارتر و منظّم‌تر از من باشد ــ به‌خصوص که فیلم‌برداریِ بسیار خردکننده‌ای را پشتِ سر داشتم ــ و نمی‌توانستم حرفه‌ای‌هایی را بخواهم که چند جا سرگرمند و ممکن است کار کوتاه برای‌شان حاشیه‌ای باشد. دنبالِ کسی بودم که سینما برایش فقط شغل نباشد. تدوین، گذشته از تسلّطِ فنّی و عشق به حرفه، گفت‌وگویی فرهنگی‌ست، و جدلِ ذهنیِ نقّادانه‌ی بسیار دقیقی‌ست که با رفعِ مسئولیت و انجامِ وظیفه و وقتِ کم نمی‌خواند.

   امّا شمیم بهار به‌حق اصلاً نمی‌خواست حرفه‌اش تدوین باشد. ارتباطی هم نداشتیم، شاید بیش از یکی دوباری از دور همدیگر را ندیده بودیم. بنابراین وقتی احمدرضا احمدی او را پیشنهاد کرد خیال کردم غیرعملی‌ترین پیشنهاد است، امّا وقتی بالأخره تلفن کردم، او لطف کرد و آمد. شمیم شروع کرد آن شیوه‌ی ذهنیِ خیلی دقیق و منضبط و متمرکزش را به من منتقل کند. درواقع فکر می‌کنم او بدونِ آن‌که به روی من بیاورد داشت چیزی را به من می‌آموخت، و من با همه‌ی کودنی دیدم واقعاً شاگردِ بدی نیستم.

   تأسف‌بار است که شمیم شرایطی برای کارِ مستقل نیافت، گرچه در تمامی این سال‌ها خود به‌تنهایی یک دانشکده برای تازه‌کاران بود، چه در زمینه‌ی نمایش و چه در زمینه‌ی فیلم. و دست‌کم من خودم را در مواردِ بسیاری مدیونِ هم‌فکری‌ها و سخت‌گیری‌های هنریِ او می‌دانم.

   شمیم هرگز نخواست نامِ تدوین‌کننده بر او گذاشته شود، و من این‌را می‌فهمم، او کاری را که می‌خواست بر آن نام بگذارد، در فضای فعلیِ سینما به‌دست نیاورد، و این بیش از آن‌که به زیانِ خودِ او باشد، به زیانِ جامعه‌ و محیطِ سینمای خاصّ و فرهنگیِ ماست.

 

در کتابِ گفت‌وگو با بهرام بیضایی، زاون قوکاسیان، مؤسسه‌‌ی انتشاراتِ آگاه، چاپِ اوّل، ۱۳۷۱، صفحه‌های ۷۵ تا ۷۷.   

/ 2 نظر / 146 بازدید
حامد

سلام.الان راهی برای ارتباط با شمیم بهار نیست؟

پویا سعیدی

شمیم بهار: معمای بزرگی ست کشف بزرگی بود کشف شمیم بهار(بخصوص ابربارانش گرفته است) بعضی وقتها آدم تکان می خورد از دیدین اینکه کسانی هستند که در شرایطی خاص-شرایطی که هیچکس به جز به:خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو فکر نمی کند کسانی پدید می آیند که تا این حد-از بن متفاوت اند و پیشرو.کسانی مثل شمیم بهار-مثل بهرام صادقی