زندگي اين جوري هم مي گذرد ...


« تيتو آرنودي » كه آدم اصلي رمان « كوكائين » ( اثر درخشان : پيتي گريلي )ست هيچ ويژگي خاصي ندارد ، از آن هايي نيست كه بشود اسم شان را گذاشت قهرمان . براي آن هايي هم كه دنبال شخصيت هاي پروبلماتيك مي گردند هم احتمالا جذابيتي ندارد . به رغم همه ي اين ها اما « تيتو » يكي از مهم ترين آدم هايي ست كه دراين چند ساله توي كتاب ها ديده م . چيزي كه او را از همه ي قهرمان ها و آدم هاي خاص جدا مي كند اين ست كه او هم آدمي ست مثل همه ي ما . گاهي حوصله دارد و دو تا دو تا دلبر و محبوب پيدا مي كند و گاهي حوصله ي يكي شان را هم ندارد . يك آدم كاملا عادي كه اگر مي بيند قلب ش دارد مي تپد و رنگ ش پريده ، به دختري كه ديده مي گويد مصلحت را در اين مي بيند كه دوست شوند . در عين حال كه كشته ي كوكائين ست ( اين يكي را توصيه نمي كنم ) و كم كم دلبند عزيزتر از جان ش را هم كوكائين مي بيند و اصلا او را هم صدا مي كند كوكائين . « تيتو » آن قدر عادي ست كه از فرط عادي بودن جذاب ست. هيچ چيز پيچيده يي در زندگي او وجود ندارد ، يك زندگي عادي با همه ي كشمكش ها و فراز و فرودهايي كه مي شود در نظر آورد و حتا تجربه كرد . براي همين چيزهاست كه هلاك اين رمان شده م و با خواندن ش هوش از سرم پريده . رمان « كوكائين » رسما نشان مي دهد كه جوان ها هميشه ي تاريخ يك جور بوده ند ، يك جور اداي روشنفكري درآورده ند و يك جور زيرآب اخلاق و عرف و همه ي اين جور چيزها را زده ند . همه ي ما همان « تيتو » ي معصومي هستيم كه كه بين دو عشق سرگردان مي ماند و سرآخر هم كله پا مي شود و به رغم بيماري حصبه به مرض ذات الريه مي ميرد . مرگ مسخره يي ست وقتي براي مردن ميكرب هاي حصبه را يك جا بلعيده باشي ، اما در عين حال خيلي هم رقت بار ست . رمان « كوكائين » را اگر بخوانيد مي فهميد بهتر ست اداي آدم هاي بزرگ را درنياوريم . بالا و پايين پريدن و سر كله زدن با اين و آن و عاشق شدن هم ايرادي ندارد . زندگي تازه اين جوري بهتر هم مي گذرد ...

/ 2 نظر / 100 بازدید
شاپرك

ليست كتابايي كه بايد بخوانم خيلي طولاني شده.رحم كن!

ياوه هاي عاشقانه يك من

ببخشيد که نظرم ربطي به اين مطلب نداره من يه پيشنهاد داشتم توي وبلاگم براي کمک به کودکان بي سرپرست در آستانه سال نو اگه ممکنه بخونيدش و اگه موافقيد در راه فراگير شدنش کمک کنيد شاد باشيد ياوه هاي عاشقانه يک من