هیچ‌جیز پایدار نیست و هیچ‌چیز کاملاً دود نمی‌شود و به هوا نمی‌رود...

٢٠٠١: یک اُدیسه‌ی  فضایی

عیشی‌ست مرا با تو؛ چونان‌که نیندیشی

حالی‌ست مرا با تو؛ چونان‌که نپنداری.

منوچهری دامغانی


   «دیگر به سینما نروید! دیگر فیلم نبینید، چون‌که شما هرگز مفهومِ الهام، دیدِ سینمایی، نَمابَندی، کشف و شهودی شاعرانه، ایده‌ی خوب و [خلاصه] معنیِ سینما را درنخواهید یافت...»

   این جمله‌های پُرشور و هیجان را، فرانسوا تروفوی مُنتقد وقتی روی کاغذ آورد که دید جانی گیتارِ محبوبش [وسترنِ نامتعارف و زنانه‌ی نیکلاس رِی] را آن‌طور که باید تحویل نمی‌گیرند و ژان‌لوک گدارِ مُنتقد هم در این راه با دوستِ سال‌های دورش همراه بود که درباره‌ی فیلم ری نوشت «موقعِ تماشای این فیلم مجبورید چشم‌های‌تان را ببندید؛ به این دلیلِ ساده که حقیقتی به‌نام نورِ آفتاب چشم را کور می‌کند.»

   می‌شود این جمله‌های پُرشور و هیجان را درباره‌ی ٢٠٠١: یک اُدیسه‌ی فضایی، شاهکارِ استنلی کوبریک، هم نوشت که «مفهومِ الهام، دیدِ سینمایی، نَمابَندی، کشف و شهودی شاعرانه و ایده‌ی خوب» را در خود دارد و البته که نیازی هم به آن جمله‌ی پایانیِ تروفو نیست، که بیش از هر چیز، خبر از تعصّب می‌دهد. امّا چه نیازی به تعصّب است؛ وقتی ٢٠٠١: یک اُدیسه‌ی فضایی، چهل‌وچند سال بعد از نخستین نمایشِ عمومی‌اش، هنوز فیلم مهمّی‌ست و در فهرستِ شاهکارهای تاریخ سینما، قدر و منزلتی دارد که نصیبِ بسیاری از فیلم‌ها نشده؟

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

یا بنویسید اولیس یا بنویسید اودئوس . این ادیسئوس دیگه چه صیغه ایه؟ به خدا همه چیز اینقدر هردمبیل نیست که هر جور بخواهین بنویسین

بهاره

بله حق با شماست اما وقتی در ادبیات فارسی اولیس سال هاست که از زمان ترجمه ی سعید نفیسی جا افتاده ادیسئوس کمی نامانوس نیست؟ البته این دیگر کاملا سلیقه ای است. باید اول چک می کردم بعد ایراد می گرفتم. سلامت باشید.

مهدی محمدخانی

يك درخت عادي شده ام درپاييز كه نه ريشة كسي رابه مسخره ميگيرد ونه با لانةپرنده اي درجدال است رقص اشعه هاي روي سياهي خيابان در باد بعدازظهر مستي نمي زايد منم و اقيانوس بي كشتي هنوز تا روزي كه باز هم نا اميدي فكري كند به حال غرور برگهاي زردم راستي اين دخترها كي برميگردند؟

ناجورها

و خداوند انسان را آفرید . یکی از آن انسانه استنلی کوبریک بزرگ شد . و کوبریک انسان و آفرینش و زندگی را در 2001 یک ادیسه ی فضایی آفرید . در ضمن پسر خوبم آزرم . سلام . ارادتمند تو : ناجور

آدمیرال فلفلی

لانگن هاگن ! دیدی من هی بهت گفتم این آقای کوبریک فیلمساز هم بود. حالا فهمیدیم ایشون نه تنها فیلمساز بود که بزرگ هم بود. عجب روزگاریه ها

شبگرد

هر چند نقدی بر فیلم "راه های افتخار" کوبریک در کتاب"فیلمهای عمرم" وجود داره و تروفو کوبریک رو به عنوان کارگردانی آینده دار ستایش می کنه اما "از نظر بنده" اودیسه فضایی کوبریک فیلمی نیست که تروفو اون رو پسند کرده باشه ... جدا از ویزگی های ارزنده بصری فیلم ، مضامینی که فیلم با آنها سر و کار داره درست بمانند بسیاری از فیلمهای دیگر کوبریک ، تلخ ، گزنده و آزار دهنده است ، "سردی" دقیقاً کلمه خوبیه که بکار بردید و همون چیزیه که کوبریک رو از قرار گرفتن در کنار فرشتگان سینما باز می داره ...

اردلان

"سردی" دقیقاً کلمه خوبیه که بکار بردید و همون چیزیه که کوبریک رو از قرار گرفتن در کنار فرشتگان سینما باز می داره" سلام...در مورد سردی که خیلی در مورد کوبریک بکار می ره این متن بنظرم به بهترین حالت این موضوع رو به عنوان نکته ای نه منفی بلکه مثبت روشن کرده... پیشنهاد می دم حتما بخونید. KUBRICK AS COLD RATIONALIST http://www.text-upload.com/read.php?id=198715&c=6223114

محمودی

سلام آقای آزرم راستش من این فیلمو امروز دیدم. و نفهمیدم. معمولاً اول سر می‌زنم به ویکی‌پدیای انگلیسی و بعد این‌جا؛ آرشیو شما. و باز نفهمیدم. نفهمیدم اون مونولیت چی‌اه؟ اساساً علت و ربطش و اتفاقی که به دنبالش رخ می‌ده؟ می‌شه یه توضیح مختصر بهم بدید؟

محمودی

مرسی. به راهِ بادیه رفتن می‌مونه، که باز به قولِ سعدی به ز نشستن. مرسی بازم.

بدون شرافت

دوست عزیز من کوبریک رو کارگردان بزرگی میدونم اما این فیلم به نظرم بیش از حد تحویل گرفته شده و تنها دلیلش هم فیلم های قبلی کارگردان است درضمن دلایل خودم رو دارم البته از لحاظ کارگردانی و خوبه ولی بهترین فیلم به هیچ وجه