چمدانم مرا به دنبالِ خود می‌کشد...

 

 

 

چمدانم مرا به دنبالِ خود می‌کشد، مُدام هم دورتر، روزبه‌روز، شب‌به‌شب، یا چه می‌دانم از این شام به آن شام. لحظه‌ای حتّا آرامم نمی‌گذارد تا فرصتی داشته باشم و کمی راجع‌ به این قضیه فکر نکنم. فرصتی ندارم تا به تغییر فکر کنم. تغییر خودش باید بیاید به سراغم. بعد هم، بله، این‌را هم باید اعتراف کنم، همیشه این احساس را داشته‌ام که کسی نبوده نیازی به یاریِ من داشته باشد، که من هم‌دلش باشم. گاهی حتّا متعجّب می‌شوم از همین موقعیّتی که در جامعه نصیبم شده.

مارگریت دوراس، باغ‌گذر، ترجمه‌ی قاسم روبین، انتشاراتِ نیلوفر، چاپِ اوّل، پاییزِ ۱۳۷۸

/ 9 نظر / 155 بازدید
دن کیشوت

--وقتهایی هست ک کتابی را در سن نامناسبی خوانده و(به تناسب سنت )دوست نداشته ای,, حالا هم.. آقای آزرم ی کتاب مفید و جامع تاریخ سینمامعرفی میکنید؟:)

نیما

محسن فکر کنم یه بار یه چیزی نوشته بودی درباره ی یه فیلمی که توی عنوانبندیش اسم انتشاراتی کتاب - که باز هم فکر می کنم گالیمار بود - رو هم آورده بود و پرسیده بودی فیلم دیگه ای هم هست که اسم انتشاراتی کتاب رو نوشته باشه یا نه؟ درست می گم؟ دیشب یه فیلمی دیدماز برادران تاویانی با عنوان padre padrone که سال 1977 ساخته شده و توی کن هم چه می دونم چی برده... فیلم اقتباس آزادیه از روی کتابی به همین نام و اسم انتشاراتی هم در کنار اسم نویسنده آمده... در همان چند اسم اول فیلم. اصلا برای چی می خواستی اینو؟ و اصلا می خواستی اینو؟! هرچی گشتم اون مطلب رو توی وبلاگت پیدا نکردم و ناچار همینجا می اعلامم! ضمنا الان دارم نوشتن رو می خونم... پشت جلدش خیلی قشنگه!

صابر

درود من مدت ها مطالب خودتون و مطالب انتخابیتون رو توی گودر دنبال میکردم و باز انتشار میدادم، وقتی گودر رو مدتی بستن یا نمیدونم، نمیشد توش فعالیت کرد، گمتون کردم! تا اینکه دوباره پیدات کرد م. خیلی خوشحالم. ممنون برای زحماتت و انتخابای خوبت.

روباه اندیشه

اقای ازرم {{تجربه}}منتشر شده؟

نوید

با سلام مجدد خدمت شما به این ترتیب تجربه شهریور 91 کلا چاپ نشد و نخواهد شد؟

لی لی

کتاب خيلي قشنگيه. من نوشتن و درد رو هم خيلي دوست داشتم. وبلاگ خيلي خوبي داريد، ممنون بابت معرفي فيلمهاي خوب[لبخند]

معصومه

مثل همیشه ...[گل]

ص.ش

[رویا] همین