از بندرِ مه‌آلود...

 

 

اوّل تویِ خواب دیدم که دارم تویِ ساحل راه می‌روم. دستِ راستم دریا بود و قایقی که لنگر انداخته بود و پرچَمَش تکان می‌خورد. کسی تویِ قایق نبود و این‌طور که معلوم بود، قایق را به اَمانِ خُدا رها کرده بودند. دستِ چپ، مغازه‌هایی بودند که درشان رو به دریا باز میشد. امّا درِ همه‌یِ مغازه‌ها بسته بود. کسی آن‌ورِ شیشه‌ها نبود. وقتی پشتِ شیشه‌یِ یکی از آن‌ها ایستادم، دیدم که کفِ زمین پُر از خاک‌َست.

 

شهر، متروک بود. کسی نبود. همه‌چی سرِ جایش بود؛ امّا کسی نبود.

 

دوباره برگشتم کنارِ دریا و خواستم بِپَرم تویِ آن قایقی که لنگر انداخته بود، امّا قایق آرام راه افتاد. کسی تویِ قایق نبود. ندیده بودم کسی سوارَش شود. امّا حالا راه افتاده بود و چند متری از ساحل دور شده بود. بعد نشستم رویِ پایه‌ای سنگی که همان‌جا کار گذاشته بودند و، احتمالاً، باید یک‌سرِ لنگر را می‌بستند به آن. داشتم آب را نگاه میکردم که آرامِ آرام بود و قایق داشت همین‌طور پیش می‌رفت که سرم گیج رفت. اوّل فکر کردم کسی دارد هُلَم میدهد توی آب؛ امّا کسی پشتِ سرم نبود...

 

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
تسليم عشق

رفتم به کنار رود سر تا پا مست رودم به هزار قصه میبرد ز دست چون قصه درد خویش با او گفتم لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست ...تسليم عشق اپديت شد منتظر شما هستم

خرمگس خرفت

اون دور و برا یه خرمگس خرفت ندیدی؟.......وسط قایق می خواست خودشو پرت کنه تو ی آب..ندیدی؟ هاننننننننننن ویزززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

حکيم‌المعانی

اين خوابه يا داستان؟

شازده

خوب اگه يه نمه بيشتر ميخوابيدی و خواب ميديدی ازش يه رمان خوب در ميومدا!!!

برنا

بابا چرا به اين بنده خدا اينقدر گير ميدين ؟ خوب خوابش سبک بوده و فقط همينو ديده!!

اميد

سلام خوبید؟؟ راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟مانده خاکستر گرمی جایی؟ آقای آزرم (خاکستر های زمان را از شما می خواهم.)

کرم

نترس من بودم![شیطان][شکست]