آشوب به سبك فينچر ...


« باشگاه مشت زني » ( فيلم ماقبل آخر ديويد فينچر ) جايي شروع مي شود كه « تايلر » ( برد پيت ) لوله ي اسلحه ش را گذاشته توي دهن « جك » ( ادوارد نورتن ) و مي خواهد شليك كند . « جك » شروع مي كند به حرف زدن . پايان فيلم هم جايي ست كه « جك » در همان صحنه ي اولي كه ديده ييم و حالا داريم ادامه ش را تماشا مي كنيم ؛ توي دهن خودش شليك مي كند و مغزش را مي تركاند ...
« باشگاه مشت زني » يكي از آن فيلم هايي ست كه قرار ست قضاوت ها را زير سؤال ببرد و قرار ست تاكيد كند كه هيچ چيز نه ابدي ست و نه همان چيزي كه ما فكر مي كنيم . يكي از چيزهايي هم كه فيلم را حسابي ديدني مي كند همان شروع آن ست و عنوان بندي عجيب و غريب ش كه انگار بافت هاي مغز يك آدم ست و دوربين هم با آن هزار كله معلق مي زند تا بپرد بيرون و تازه بفهميم كه از دهن يك آدم زده بيرون . همين كله معلق زدن و يك جور ديگر بودن فرصتي مي شود تا « فينچر » در يك فيلم استثنايي همه ي ارزش هاي منتشر ( اين تعبير را از زبان « بهروز افخمي » درباره ي « شوكران » شنيده م ) ؛ يعني آن چيزهايي را كه همه ارزش به شمار مي آورند و ارزش نيست اصلا رد كند و نپذيرد . به آشوب كشيدن و نابود كردن آن چه هست ، حتما و لابد يك تفكر هرج و مرج طلبانه ست ؛ در عين حال اما پيش گويي آينده ي محتومي هم هست كه جماعت فرنگي انتظارش را مي كشند . هلاك فيلم هايي از اين دست م كه كارگردان ش جوري داستان مي گويد كه نه حوصله سر مي برد و نه حرف هاي قلمبه تحويل مي دهد . « باشگاه مشت زني » مجالي ست براي انديشه در باب خوبي و بدي و همه ي اين مفاهيم كلي ؛ اگر كه طالب انديشيدن باشيم ...

/ 3 نظر / 12 بازدید
سام

نوشته هایتان به نهایت برایم دلچسب است و امضایی به همراه دارد که البته بدون داشتن پیچ و خم های زیاد تا حدی منحصر به فرد است. از آنجا که همگی دوست دارند ایراد بگیرند و اگر نتوانند یا نمی نویسند یا اگر نوشتند ادامه نمی دهند من هم ادامه نمی دهم... اکنون فکرم ناتوان است... شاید وقتی دیگر.

صبح

ببخشيد که اين را می گويم. اما شما که بلد نيستيد لطفا نقد محتوايی نکنيد. البته اينجا وبلاگ است و شما صاحبش و مختار. اما برايم عجيب است که يک وبلاگ به قول معروف سينمايی اين قدر کيلويی بنويسد! به هر حال ببخشيد.

amin

سلام . اضافه کنيد تکنيک منحصر به فرد فينچر را که در سينمای امروز حتی امريکا ( با شعبده های قلابی و تکراری لوکاسی) کم نظير است.