به من رحم داشته باشيد ...



مي شود به ش گفت حادثه ، يا اتفاق ، تقدير ، يا اصلا هر چيز ديگر . و خب ، چه فرقي مي كند اصلا ؟ ته ش بالاخره همين ست كه هست . پايان يك روز كسل كننده ي تير ، وقتي ورق زدن گزيده ي شعرهاي « گيوم آپولينر » ( با ترجمه ي محمد علي سپانلو البته ) باشد ، نتيجه ش مي شود خواندن ( چندباره ي ؟ ) شعر « موحنايي خوشگل » و رسيدن به اين سطرهاي پاياني :

... ولي بخنديد ، به من بخنديد
اي مردم همه جا ، به ويژه مردم اين جا
زيرا بسيار چيزهاست كه جرات نمي كنم به شما بگويم
بسيار چيزها كه نمي گذاريد بگويم
به من رحم داشته باشيد

اين « گيوم آپولينر » هم چه موجود غريبي بوده ست ، به من رحم داشته باشيد ...

/ 5 نظر / 86 بازدید
حامد عطايي

سلام استاد سعی ميکنم حتما شنبه باهاتون تماس بگيرم.... برای فريماه فرجامی هم دعا کنيد...... پیروز باشید خدا حافظ

maryam nabavinejad

محشری به خدا محسن ! ( اينو قبلا هم گفته بودم نه ؟ خوب پس يک چيز ديگر تو همين مايه)

حميدرضا

ما به شما حتما رحم می کنيم. نوکرتون هم هستیم برای اين نوشته های خوبتان. شما هم به ما رحم کنيد و وقتی که از کتابی حرف ميزنيد لطفا آدرس دقيق بدهيد. ترجمه آپولينر را کدوم انتشاراتی در آورده؟