به‌ترتیب، یا بدونِ ترتیب

 

«در امتدادِ شب» را قرار بوده «هژیر داریوش» بسازد که پیش‌تر «بی‌تا» را ساخته بود. دی‌ماهِ 1355 هم، ظاهراً، شروعِ فیلم‌برداری بوده و تا اوّلِ آذرِ آن‌سال هم قرار نبوده کسی دیگر آن‌را کارگردانی کند. کسی می‌داند چرا «داریوش» این فیلم را نساخت؟ خرداد و تیرِ 1357، ظاهراً، مرکزِ سینماییِ ایران بیوگراف و تهیه‌کننده‌ی فیلم [بهمن فرمان‌آرا] تصمیم می‌گیرند نامِ فیلم را تغییر دهند. «همیشه شب...» نامی‌ست که در آگهیِ تمام‌مشکیِ نشریه‌ی روزانه‌ی جشنواره‌ی فیلمِ تهران منتشر شده است. نامِ کارگردان در این آگهیِ تمام‌مشکی خالی‌ست و آن‌چه به‌چشم می‌آید، نامِ ستاره‌یِ فیلم است. «همیشه شب...» نامِ دیگرِ فیلم است، یا شُعارِ تبلیغاتی‌اش؟

 

«سایه‌های بلندِ باد»، پیش از آن‌که ساخته شود، «معصومِ اوّل» نام داشت؛ همان نامی که «هوشنگ گلشیری» روی داستانِ کوتاهش در مجموعه‌ی «نمازخانه‌ی کوچکِ من» گذاشته، امّا سالِ 1357، فیلمِ «بهمن فرمان‌آرا» به‌نامِ‌ «سایه‌های بلندِ باد» در جشنواره‌ی تهران روی پرده می‌رود.

 

اسفندماهِ 1355، «مسعود کیمیایی» قرار بوده فیلم‌برداریِ «جهاد» را شروع کند. تهیه‌کننده‌ی فیلم شرکتِ گسترشِ صنایعِ سینماییِ ایران بوده است. «سفرِ سنگ»، فیلمی‌ست که «کیمیایی» در 1356 ساخته و خودش تهیه‌ی آن‌را به‌عهده داشته و دی‌وی‌دیِ رسمی‌اش هم این‌روزها تویِ هر مغازه‌ای هست. «جهاد»، احتمالاً، ربطی به «سفرِ سنگ» دارد؟

 

«امام‌قلی» را قرار بوده «داریوش مهرجویی» در اردی‌بهشتِ 1356 کلید بزند. «امام‌قلی»؟ نامِ این پروژه‌ی «مهرجویی» را جایِ دیگری ندیده‌ام. یک داستانِ شهریِ تهرانی بوده است یا داستانی درباره‌ی ترکمن‌ها؟ یا اصلاً داستانِ دیگری داشته است؟ سالِ 1355، «مهرجویی» با همکاریِ «هوشنگ گلشیری»، براساسِ داستانِ «معصومِ سوم»، فیلم‌نامه‌ی «قنات» را نوشت. «امام‌قلی»، احتمالاً، نامِ دیگرِ همین فیلم‌نامه‌ی «قنات» نبوده است؟ «امام‌قلی» را، ظاهراً، قرار بوده «بهمن فرمان‌آرا» در شرکتِ گسترشِ صنایعِ سینماییِ ایران تهیه کند و اگر «امام‌قلی»، احتمالاً، نامِ دیگرِ همین فیلم‌نامه‌ی «قنات» باشد، آن‌وقت می‌شود به این فکر کرد که قرار بوده فقط «معصوم»‌هایِ «نمازخانه‌ی کوچکِ من»، به‌ترتیب، یا بدونِ ترتیب، ساخته شوند، یا کارهایِ دیگرِ «گلشیری» را هم برای فیلم‌شدن انتخاب کرده بودند؟

 

بعدِ تحریر: همه‌ی اطلاعاتِ مربوط به این فیلم‌ها،‌ برگرفته است از نشریه‌هایِ روزانه‌ی جشنواره‌ی فیلمِ تهران.

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

نوستالژی نسل بی ستاره ... این یک هم نشینی فوق العاده است برای مرور خاطرات... از دست ندهید...

گلی

در کتاب زندگی و آثار بهمن فرمان آرا که تهیه کننده ی همین در امتداد شب هم هست علت انصراف داریوش از کارگردانی فیلم رو تجاری بودن فیلم عنوان کرده و دقیقا همین جمله را در مصاحبه گفته : داریوش گفت چون فیلم تجاری است من نمی سازم ....

محبوب

چه اطلاعات فوق العاده ای!تورو خدا مواظب خودتون باشین!!!

فهیمه

نمی‌نویسی؟!

نقدنامه

با یادنامه ایی از شب قوزی منتظر شما هستم

فرزاد حسنی

اطلاعات جالبی بود محسن خان استفاده کردم . با یادداشتی در مورد کتاب کافه ژیانو و ژاسخ نویسنده کتاب فرهاد جعفری در مورد کتاب به روزم . خوشحال میشم نظرتون رو پس از خوندن مطلب بدونم

فرزاد حسنی

: فکر کردی چی ننه؟ کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه... سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفال و سه دفه که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره ما کی بودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته... این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره............... این شروعشه با دیالوگی از فیلم قیصر ...یاداداشتی در مورد مخاطبین امروز ایرانی ...به روزم و منتظر دوستان

مریم م

خوب است! بلدید چطور مخاطبان را تشنه کنید. دیر به دیر نوشتن یک شیوه اش است. [لبخند]

isphilosophy

Iranian Students of Philosophy بولتن دانشجویان و دانش آموختگان فلسفه ایران www.isphilosophy.com