شنیدنِ صدای‌تان چه شادم کرد...

 

 

 

 ـــ این آخرین نامه‌ی فرانسوا تروفوست ـــ

 

به آنت اینسدورف

 ۱۶ ژانویه‌ی ۱۹۸۴

آنتِ عزیز

شنیدنِ صدای‌تان در تلفن چه شادم کرد. ممنونم که گفت‌‌وگو را برایم خواندید. از این گفت‌وگو راضی‌ام. بینِ خودمان باشد، ولی فردا من و فانی [آردان] می‌رویم سن پل دووانس در کلمب دور. اگر دل‌تان خواست می‌توانید این‌را هم به گفت‌وگو اضافه کنید. ۱۲ سپتامبر عملِ جرّاحی مغز داشتم، ولی منتقدان سینماتوگرافیک دست‌کم بیست‌سال پیشرفته‌تر از علمِ پزشکی بودند، چون وقتی دوّمین فیلمم، به پیانیست شلیک کنید، را روی پرده‌ی سینماها فرستادم، نوشتند کسی که مغزش طبیعی کار کند از این فیلم‌ها نمی‌سازد.

دو ماه بعد از توّلدِ دخترمان ژوزفین، قرار شد فانی آردان به‌جای ایزابل آجانی بازی کند که آن‌روزها حسابی افسرده شده بود. یعنی قرار شد نقشِ او را در نمایشِ مادموازل ژولیِ آگوست استریندبرگ بازی کند. فانی آماده‌ی آماده است که ۲۰ فوریه در عشق تا سرحدّ مرگِ آلن رنه بازی کند.

دیگر چه بنویسم؟ دوباره به سینما می‌روم. این فیلمِ فللینی را درباره‌ی کشتی خیلی دوست داشتم. یک فیلمِ فرانسوی هم دیدم به‌اسمِ زنده باد اجتماع که برنده‌ی جایزه‌ی ویگو شده. زلیگ را هم دوست داشتم؛ ولی نه‌فقط به‌خاطرِ این‌که سیاه‌وسفید بود.

این‌یکی هم بینِ خودمان باشد، شماره‌ی تلفنم را در پاریس برای‌تان می‌نویسم. ۷۲۳۸۲۹۰. از ۲۶ ژانویه می‌توانید تماس بگیرید. امیدوارم امسال، ۱۹۸۴، فرصتی پیدا شود و دوباره هم‌دیگر را ببینیم و باهم گپ بزنیم. آرزو می‌کنم زودتر این اتّفاق بیفتد. با مهر و محبّتِ بی‌حد.

 فرانسوا

 ترجمه‌ی محسن آزرم

 

/ 16 نظر / 149 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

خیلی خیلی زیبا و در عین حال غم انگیز بود

پوپک

سلام به آقای آزرم. لطفا درباره فیلم استاد (The Master) ساخته Paul Thomas Anderson 2012 بنویسید. فیلم هنوز نیامده ولی شاید از خلاصه آن بشود درباره‌اش نوشت. ممنون.

محمد

«تجربه» شنبه‌یکشنبه منتشر می‌شود؟

احمدتاک پرور

درود باسپاس ازشماکه ازخلال ترجمه ی این نامه امکان خواندن ومشارکت دریک نامه ی خصوصی رابه مادادید

جواد

هم حس خوبی دارید هم متن های خوبی میگذارید . راستی یادوم رفت ببخشید سلام.ازاین به بعد همیشه سرس به سایت خوبتان میزنم .

سينا

سلام آقاي آزرم يك نظر كلي مي‌خواستم بدم راجع به نوشته‌هاتون. به نظرم من نوشته هاي شما خيلي خنثي‌ست. توش جسارت نقادانه ديده نمي شه. بيشتر به توصيف مي مونه تا تحليل. چيزي به مخاطب نمي ده. در كل به نظرم نمي شه اسمش رو نقد گذاشت، و اگرم نقده، نقد سطح بالايي نيست.

رضا مروی

آقا این توضیحات روی عکس عالی ان. کلا وبلاگتون محشره. مجله تجربه هم برای شماست مثکه. میگیرم ازین به بعد. باشید همیشه

روباه اندیشه

سلام اقای ازرم لطف می کنید کتابی ادبی در مورد مرگ پیشنهاد بدید...اگر خوانده باشید.

رها

فقط 3 روز دیگر... آیا شما هم در جیبتان یک هفت تیر دارید ؟!!!!!