چشم اميدو ببر از آسمون ...


... مي شكنم آينه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آينه مي شكنه هزار تيكه مي شه
اما باز تو هر تيكه ش عكس منه
عكسا با دهن كجي به هم مي گن
چشم اميدو ببر از آسمون
روزا با هم ديگه فرقي ندارن
بوي كهنگي مي دن تموم شون ...

/ 3 نظر / 4 بازدید
arash

اقای ازرم سلام.تعريف بلاگ شما رو از دوستانم زياد شنيده بودم.هرچند زياد اهل بلاگهای تخصصی نيستم و ظاهرا بلاگ شما بيشتر در مورد سينما و کتاب هست اما واقعا لذت بردم.تندرست و پيروز باشين.

نريمان از ستاره قطبي

سلام...تازه کارم و خودتون ميدونید واسه تازه کار لينک خيلی مهمه...نمی گم کيلوويی لينک بدین ...اول يه نگاهی بندازین اگه پسنديدین اونوقت...ببخشيد که رک گفتم!

نوشی

سلام آقای آزرم... من رو بخاطر دارين... يه بار به وبلاگمون سر زده بودين.. دارم دوباره سر ميزنم به جاهای قديمی و .... راستی چی شد که گذارتون افتاد به شعر فرهاد؟