لحظه‌ای هست که جوانی از دست می‌رود...

 

 

 

   آدم در لحظه‌های نومیدی است که می‌نویسد. امّا نومیدی چیست؟

 

   لحظه‌ای هست که جوانی از دست می‌رود. این لحظه‌ای‌ست که آدمْ دیگر انسان‌ها را از دست می‌دهد. و آدم باید بداند چگونه این‌را بپذیرد. امّا این لحظه، لحظه‌ای سخت است.

 

   محدودیت‌ها. پس خواهم گفت رازهایی هست که فقط باید آن‌ها را شمرد و به آن‌ها فکر کرد. نه چیزی بیش‌تر.

 

   به آن بلایی که جهان به سرم آورده باید فکر کنم. جهان مرا زائد می‌کند، حال آن‌که من آدمِ زائدی نیستم... این حالتِ شبیهِ در خود فرورفتن و تأمّل در خود.

 

 آلبر کامو در کتابِ یادداشت‌ها: جلدِ دوّم، دفترِ پنجم و ششم، ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، نشرِ ماهی، پاییزِ هزاروسیصد و هشتادونُه

/ 17 نظر / 183 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

چرا در مورد موسیقی چیزی نمی نویسید؟

ژکوند

"آدم در لحظه‌های نومیدی است که می‌نویسد. امّا نومیدی چیست؟" و خیلی ها " به نومیدی خود معتادند"[لبخند]

مسعود کبگانیان

سلام مرسی از انتخاب خوب . لحظه هایی هستند که جوان هایی از دست می رود . پاینده باشید

محیا

نوشتن نوشتن نوشتن سوگند به قلم و آنچه می نویسد که اگر نبود قلمی و نوشتنی زندگی به لعنت خدا نمی ارزید!

حسینی زاد

از اون جمله ها که سه روز بدبخت می کنه آدم رو . جوون رو یه جور، پیر رو یه جور : " لحظه ای هست...". سلام از راه دور.

مغولستان خارجی

من هم جهان را زائد می کنم. موهبتی ست برای خودش...

م.د

نوشتن در نومیدی! نوشتن به خاطر نومیدی! نوشتن به مثابه نومیدی! نوشتن! نوشتن! نوشتن! نوشتن برای از دست دادن! برای دلتنگ شدن! برای فراموشی یا برضد فراموشی! در لحظه های دردناکی که حس می کردم دارم جوانی م رو از دست می دم، کامو خیلی کمکم کرد. (هرچند بالاخره جوانی م رو از دست دادم!) نوشتن در کنار خواندن!

حسینی زاد

ممنون. نه متاسفانه انگار نیست اینجا. نتونستم تماس بگیرم با هاش. ببینم که زیارت به جا می آرم! حالا غیر از زیارت هرمان ف اگر کاری هستف حتمن بگو. اوائل دی در خدمتم.

پوریا

19500 خرج رو دستمون گذاشتیم اما جدا ممنون باسه معرفیش...

من

عالی.مرسی از انتخابت