بيدل خواني:2

 

...من نمي‌دانم خيال‌م، يا غبار حيرت‌م

چون سراب - از دور – چيزي اعتبارم كرده‌ند

جلوه‌ها بي‌رنگي و آيينه‌ها بي‌اعتبار

حيرتي دارم چرا آيينه‌دارم كرده‌ند

...با كدامين ذره سنجم آبروي اعتبار؟

آن‌قدر هيچ‌م، كه از خود شرمسارم كرده‌ند...

 

/ 4 نظر / 85 بازدید
mahsa

سلام ؛قشنگ بود

نرده ها

سلام. بی دل خواندن و بی دل نوشتن معنی ندارد بی شک بايد دلی شده باشيد... که بيچاره اتان می کند.

azadeh

سلام . واقعا تمامی ما انسانها چيزی جز هيچ نيستيم!

زهرا

آنقدر هیچم ، که از خود شرمسارم کرده ند