چندشنبه

 

 

همان کتاب. صفحه‌ای دیگر.

روستای انگلیسی؛ و یک خانه‌ی قدیمیِ تماشایی ــ و بالکنی که پرستارهای بچّه در آن قدم می‌زنند ــ و مردمی که می‌آیند و می‌روند ــ و تبدیل و دگرگونیِ دائم از شور و هیجان گرفته تا نثر...

فکرِ آن میلِ سیری‌ناپذیرِ نوشتنِ چیزی قبلِ مُردن است که می‌شود تکیه‌گاهِ زندگی. بالای صخره‌ای رو به دریا. باد و نم‌نمِ باران. فکرِ افتادن که وامی‌داردم به عقب‌رفتن. قدمی عقب‌رفتن. افتادنی اگر در کار باشد این صخره نجات‌بخش است؟

صفحه‌ای دیگر.

تا هر لحظه را به‌تمامی ثبت کنم؛ هر چیزی را که در آن لحظه می‌گنجد.

لحظه همین ایستادن است بالای صخره‌ای رو به دریا.

کتاب را می‌بندم. دریا؟ کجا؟

 

عکس، قطعاً، تزئینی‌ست.

نامِ عکس دریاست؛ کارِ کارن سولینز.

/ 0 نظر / 176 بازدید