رفتن ــ شعری از یانیس ریتسوس

 

 

خانه‌ها با آدم‌ها می‌روند

با اسباب‌ و اثاث‌شان

با پرده‌های‌شان.

 

نوبتِ ما که می‌رسد

پیدای‌شان می‌کنیم و

خاک‌شان را می‌گیریم و

بعدِ سال‌ها

می‌گذاریم‌شان همان‌جا که بوده‌اند

نزدیکِ پنجره‌ای که رو به درخت باز می‌شود.

 

ترجمه‌ی محسن آزرم

بعدِ تحریر: عکس، قطعاً، تزئینی‌ست.

تبعید، ساخته‌ی آندری زویاگینتسف

/ 14 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

توی همین فیلم تبعید هم، خانه‌ی ییلاقی با رفتنِ زن رفت.

محمد

چون فکر می‌کنم شاید دوست نداشته باشید آدم به نوشته‌ی عکس اشاره کنه؛ بس که تزئینیه!

محمد

ممنون؛ از این به بعد دیگه جیگر می‌کنم.

لیلا

چرا دیگه تو دنیای تصویر نمی نویسید ؟ قبول دارید که 24 به هبچ وجه به دوران اوج دنیای تصویر نمی رسه ؟ خیلی مجله بازارییه.نمی دونم چرا با این که هر ماه می خرمش اما به دلم نمی شینه.می خواستم ازتون تشکر کنم من به خاطر معرفی دو فیلم به شما مدیونم : دختری روی پل و مرد سوم.آن لبخند غریب هری لایم را نمی شود با دنیا عوض کرد.

سارا

ما که رفتیم و پشت خواب های درخت جا ماندیم ...

علی جولا

نتوانستم تشکر نکنم. حالت نکو باد که حالمان را نکو کردی. دست‌مریزاد.

بیداد

آقای آزرم واقعا به نظر شما فیلم "هفت پرده" فرزاد موتمن فیلم خوبی ست؟؟؟

امین داوری

سلام. 1-من سالهاست که نوشته های سینمایی شما رو میخونم و میخوندم.. همیشه فکر میکردم 10-12 سال از من بزرگتر هستید تا چند روز پیش که فهمیدم فقط 3 سال بزرگتر از من هستی... دروغ چرا... حسودیم شد... چون خیلی از کارایی که شما کردی یا نوشتی رو منم دوست داشتم انجام بدم که نشد... 2-یک وبلاگ دارم که شما رو بی اجازه لینک کردم... اگر بیایید اونجا خیلی خوشحال میشم... 3- ایشالا پاینده باشی و شما رو ببینم به زودی... حق.

مسافر كوچولو

سلام . دارم اجازه ميگيرم براي انتشار اين ترجمه خيلي خوب توي وبلاگم آقا اجازه هست؟

شیوا

میشه این رو بردارم؟ خیلی قشنگه