از فرانسوا به روبر

 


   خیابانِ فرانسوا تروفو. دهه‌ی ۱۹۸۰. مردِ سیگاربه‌لب روبر لاشنه است. دوستِ سالیانِ فرانسوا تروفو. دوستِ سال‌های مدرسه. با هم جیم می‌زدند از مدرسه. با هم لذّتِ سیگارکشیدن را کشف کردند. لذّتِ فیلم‌دیدن را. عاشقِ سینما شدند. عاشقِ همه‌ی بازیگرهایی که انگار از بهشتِ خدا آمده بودند روی زمین تا چشمِ این بچّه‌ها به جمال‌شان روشن شود. 

   فرانسوا تروفو دوست داشت این دوستی را روی پرده‌ی سینما هم ببَرَد. روبر لاشنه در فیلم‌هایش شد رُنه بیژی. دوستِ آنتوان دوآنل. همراه و هم‌رازش. با هم جیم می‌زدند از مدرسه. با هم پرسه می‌زدند در شهر. با هم زندگی را کشف می‌کردند در پاریس.

   فرانسوا تروفو سیزده ساله بود که اوّلین نامه‌ی عمرش را نوشت. برای روبر لاشنه که دو سال بزرگ‌تر از فرانسوا بود. کوتاه‌ترین نامه در کتابِ نامه‌هایش. کتابی که ژیل ژاکوب با عشق و علاقه چاپش کرد و نوشتنِ مقدّمه‌ی کتاب را به دوستِ دیگرِ تروفو سپرد؛ به ژان‌لوک گُدار.

   این اوّلین نامه‌ی تروفوست. نامه‌ای به روبر لاشنه.

 

۲۵ ژوئن ۱۹۴۵ 

این نامه را برایت از سن‌بریو می‌نویسم. کوتاه می‌نویسم چون قطارِ محلّی‌ای که از سن‌بریو به بینیک می‌رود در ایستگاه توقّف کرده.

فردا مفصّل‌تر می‌نویسم.

فرانسوا.

زود می‌رسم آن‌جا.

/ 8 نظر / 8 بازدید
سهیلا

کشف لذت سیگار کشیدن و لذت خلق دوستی روی پرده ی سینما.. آخ!

کتاب‌خوان

خیلی خوب بود. خیلی. دوست داشتم از این دوست‌ها داشته باشم.

Mohammad Shafiei

آقای آزرم سلام: خسته نباشید. سایت خیلی خوبی دارید. قبلا راجع به انتشار مجله تجربه و مندرجات آن مخاطبین را مطلع می کردید ولی اگر اشتباه نکنم یکی دو شماره است که این کار را متوقف کردید نمی دانم چرا ولی امیدوارم که این کار را مجددآ ادامه دهید. با تشکر

نیما

با هم جیم می زدند از مدرسه رو دیگه جدید اومدی... ای ول. انقدر عشق تروفو هستی که روی متنت تاثیر می ذاره... انقدر هم بحث نامه هاشو نکش وسط بابا ما غیرت داریم رو اینا. ای بابا.

روباه اندیشه

اقای ازرم به نظرم ترجمه ی کتاب{نامه ها}توسط شما ،چیز دیگری خواهد شد...اون زندگی نامه ای که توسط سرژتوبیانا نوشته شده ، ترجمه شده؟

علی جولا

در مورد آن آقايي كه دوستان نام بردند هم، بعيد مي‌دانم با هيچ متر و مقياسي بشود او را منتقد سينمايي ناميد. پس با حذف وي و دارودسته‌اش شايد بشود در مورد فضاي نقد فرهنگي تصميم ديگري گرفت.

مهسا

هر وقت دلم برای آنتوان دوانل در 400 ضربه تنگ میشه موسیقی متن فیلم رو زمزمه می کنم...