وقتي از حكومت نظامي حرف مي زنيم ...


« حكومت نظامي » ، كار « كنستانتين كوستا گاوراس » هنوز فيلم مهمي ست ، هنوز طرفداراني دارد كه معتقدند با يك فيلم سياسي درست و حسابي طرف ند . فيلمي كه ساخته شده تا چيزي را بگويد ، افشا كند و بگويد چه خبر ست . آن ها كه « حكومت نظامي » را دوست دارند متعلق به نسلي هستند كه چيزي به نام آرمان داشت و مي كوشيد تا جايي كه مي شود آن آرمان ها را از دل همه ي چيزهايي كه مي ديد و مي خواند بيرون بكشد . اما حالا كه سال ها گذشته ، ديدن « حكومت نظامي » ديگر چنين شوري را برنمي انگيزد . وقتي جمعه شب ، « سينما 4 » ، معتبرترين برنامه ي سينمايي تلويزيون ، اين فيلم را پخش كرد هيچ رغبتي به ديدن ش نداشتم . « حكومت نظامي » را بارها ديده م ، هم با ويدئو و هم روي پرده ي سينما در جشنواره ي سال 78 . قسمت اعظم آن را حفظ م ، جاهايي و ديالوگ هايي را حتا از بس كه ديده م يادم مانده . با اين حساب طبيعي بود كه فيلم را دوباره ببينم و لابد تجديد خاطره يي بكنم . اما دل م راضي نشد ، يك دليل ش اين بود كه با ديدن « آمين » كار آخر « گاوراس » ، تحمل ديدن كارهاي قبلي او را ندارم ، نه اين كه اين فيلم ها بد باشند ، اما در مقابل « آمين » كم مي آورند . بعد از « آمين » به نظرم « حكومت نظامي » ، يا « اعتراف » و يا حتا « زي / زد » يك جورهايي سياست زده ند . سياسي نيستند و به جاي سياسي بودن فقط فرصت طلبانه و شعاري ند . « حكومت نظامي » زياد از حد كهنه شده ، در همان دهه ي هفتاد مانده ( فيلم ، محصول 1973 ست ) و اصلا جلوتر نيامده . آن سال ها لابد سياست زدگي مد روز بوده و حرف هاي گنده زدن و از استعمار گفتن چيز مهمي بوده ، اما حالا ديگر اين جوري نيست . « حكومت نظامي » پر از سياه و سفيدهايي ست كه حالا ديگر معنايي ندارند . نه مبارزان به چشم ما آن گونه ند و نه پليس ها آن قدر بي احساس . حالا نوبت « آمين » ست كه سر فصل تازه يي باشد در سينماي سياسي و راه تازه يي را نشان دهد . « كورت گرشتاين » آن شخصيتي ست كه بايد جانشين « سانتوره » شود و پيش برود ؛ حتا اگر در نهايت خودش را در سلول ش حلق آويز كند . مي دانم اين جرف ها به مذاق آن هايي كه خاطره هاي زيادي با « حكومت نظامي » دارند خوش نمي آيد و مي دانم كه بعضي شان درست به همين دليل « آمين » را دوست ندارند ، چون سياست را به شكل ديگري نگاه مي كند . اما واقعيت اين ست كه بايد سپري شدن سال ها را جدي گرفت . وقتي « گاوراس » با آن شر و شور « حكومت نظامي » ، به فيلم صبورانه و در عين حال تلخ « آمين » مي رسد ، يعني همه چيز تغيير كرده و اين اصلا چيز كمي نيست ...

/ 5 نظر / 5 بازدید
احسان

سلام. من در مدت يک ماه عضويت در پرايم بانک توانستم ۴۰۰ دلار پورسانت بگيرم. برای اطلاعات بيشتر وبلاگ مرا ببينيد.

صنم

سلام . خيلی از مطالبتون لذت بردم . من در شهری زندگی می کنم که سينمايی ندارد . خواندن مطالب شما برای من کيمياست...

صنم

تو يه شهريتان شمالی در ايران سابقا عزيز

پدرام دانش

سلام ! ... مخالفم ! .. حکومت نظامی در دوران حکومت آلنده در شيلی ساخته شده . چه از سر تصادف چه غير از آن ؛ يک سال پس از ساخت آن ؛ حکومت آلنده ساقط شد . بنابراين بايد پذیرفت که حکومت نظامی ؛ فيلمی ست پيشگويانه در مورد وقايع آمريکای لاتين و بيانگر ژرف نگری گاوراس . اين در حالی ست که هيچ اجباری در ساخت آن برای گاوراس وجود نداشته و اصولا در هيچ مقطعی چنين اجباری برايش نبوده . بی ترديد ؛ سياسی ترين آثار سينمايی جهان ؛ ازآن گاوراس می باشد .

امید

هرچه گشتم هیچی از موسیقی بی نظیر حکومت نظامی ننوشته بودید.تعجب کردم...