شبانِ تیره امیدم، به صُبحِ رویِ تو باشد...

 

حضرتِ سعدی ـ علیه‌الرحمه ـ می‌فرمایند

 

سَلِ المَصانِع رکباً تُهیم فی الفلواتِ

 

تو قدرِ آب چه‌دانی، که در کنارِ فُراتی

 

شبم به‌رویِ تو روزست و دیدهها به تو روشن

 

و اِن هَجرت سِواء عشیّتی و غَداتی

 

شبانِ تیره امیدم، به صُبحِ رویِ تو باشد

 

و قَد تفتّش عَین الحیوه فی الظُلُماتِ

 

وَصفت کُلّ ملیح کَما یحبّ و یرضی

 

مَحامدِ تو چه گویم، که ماورایِ صفاتی

 

اخاف مِنک و اَرجوا و استغیثُ و اَدنو

 

که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی...

 

 

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
حميرا

حالا چرا يهويی سعدی؟!

ليلي نيكونظر

نشان بخت بلند است و طالع ميمون علی‌الصباح نظر بر جمال روز افزون علی‌الخصوص کسی را که طبع موزون است چگونه دوست ندارد شمايل موزون؟ ... ممنون از جناب م.آزرم که ما را از نو هوايی سعدی کردند :)

حمید

شاهکاره اين لامصب ..شاهکاره ----- فی الفلواتٍ و فی الظلماتٍ صحیح تر نیست؟[با تنوین که چون آخر بیته ساکن میشه فی الفلواتی و فی الظلماتی خوانده میشه] ‌‌

مُحسن آزرم

جنابِ حمید، برایِ حضرتِ سعدی، حفظِ حُرمتِ قافیه [در کنارِ چیزهایِ دیگر] آن‌قدر مُهم بوده که قیدِ این‌چیزها را بزند و ـ اساساً ـ در نوشتن و مکتوب‌کردنِ این‌جور مُلمّعاتِ سعدی، که هم فارسی‌اند و هم عربی، گُمانم این است که باید همین «الفلواتِ» و «الظُلُماتِ» نوشت که خوانده می‌شوند «فلواتی» و «ظُلُماتی» و قافیه‌شان با «فُراتی» و «نجاتی» یکی شود.

حمید

سلام ببخشيد اين بحث کم اهميت را ادامه می‌دهم. اما من هم به جهت همين حفظ حرمت قافيه گفتم که بايد با تنوين باشد. اگر يادتان باشد آقای اکبری و جناب لاجوردي[فرهنگ بوديد ديگر نه؟ نمی‌دانم به اين آقايان رسيديد يا کسان ديگر:)] سر کلاس‌ گفته بودند که اگر کلمه‌ای به تنوين کسره ختم شود و بخواهيم آن را ساکن بخوانيم تنوين تبديل به «اي» می شود.جایی نشنیده‌ام که اگر کسره ساکن شود به «ای» تبدیل شود.اما از طرف دیگر کلمه «الف لام» دارد و تنوین هم نمی گیرد. خودم هم گیج شدم. اما اگر حرف شما را بپذیریم که سعدی برای حفظ حرمت قافيه قواعد عربی را گاهی رعايت نمی‌کرده است؛ چون در هر صورت برای اينکه قافيه جور درباييد نياز به يک تنوين ناقابل داريم فکر می‌کنم باید حکم دهیم که سعدی قاعده یک اسم نمی‌تواند همزمان تنوین و الف لام داشته باشد را نقض کرده است. جسارت شد.

مُحسن آزرم

جنابِ حمید بله، من هم فرهنگ بوده‌ام و در محضرِ آقایِ اکبری و آقایِ لاجوردی تلمّذ کرده‌ام. شما هم بوده‌اید پس، دوره‌یِ پیش از ما، یا پس از ما؟ حرفِ شما درست است البته، ولی ـ ظاهراً ـ حضرتِ سعدی بیش‌تر به‌دنبالِ قافیه‌یِ موردِ نظرش بوده است. اگر یک عربی‌دان قضیه را روشن کند، خیلی‌خوب می‌شود. باز هم ممنون.

حمید

سلام دوباره. من دوره‌ی ۱۰ فرهنگ بودم. شما رو یادم نمی‌آید دیده باشم یعنی احتمالا باید دوره ۶ به قبل باشید. تکلیف این قافیه هم معلوم نشد آخر سر :) من چک کردم در یک چاپ نسخه مرحوم فروغی با تنوین دیدم. مهم نیست البته. این‌که در هر دو صورت باید فلواتی و ظلماتی خوانده شود معلوم است و به نظرم همین مهم باشد.

ميثم يوسفی

ما را از درد عشق تو با کس حدیث نیست هم پیش یار گفته شود ماجرای یار هر کس میان جمعی و سعدی و گوشه​ای بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار

محسن عاصی

بگذريم از ملمع سعدی و اين که شاعر بزرگی ست و من بخاطر حقارت ادبی از اشعارش لذت نمی برم. از شيوايی قلمتان لذت بردم. تحليل ها ٬ مقاله ها زيبا و ریزبینانه بود . قدرت آناليز ٬ نعمتی ست که متاسفانه در اندک قشر روشن فکر نمای ما نيست . که ظاهرا شما در اين زمینه به نتايج خوبی رسيده ايد. حقيقتا لذت بردم. به من هم سری بزنيد . قلمتان پاينده