مرگ در خون من بیدار شده

شاهرخ مسکوب: حس می‌کنم باز اندک‌اندک همه‌چیز برای من دارد به همان روال همیشگی خود بازمی‌گردد. امّا ته‌مایه‌ی غمی مانده است که احساس می‌کنم مثل رسوب در باطن من نشسته و سنگینم می‌کند و به فکر وامی‌داردم. معمّای مرگ ـــ که البته معمّایی نیست مگر آن‌که بخواهیم معمّایش کنیم ـــ گستاخ‌تر از همیشه پیش چشمم است. مرگ در خون من بیدار شده و در رگ‌هایم نفس می‌کشد. برای همین بیش‌تر از همیشه حریص زندگی هستم.

سوگ مادر. شاهرخ مسکوب. صفحه‌‌ی ۱۰۵

/ 0 نظر / 47 بازدید