پست های ارسال شده در مرداد سال 1389

هرکس بتواند یک فنجان قهوه را از روی میز بلند کند رمان هم خواهد نوشت؟

   ... من اساساً نوشتنِ رمان را کاری جسمانی می‌دانم. نوشتن عملی ذهنی‌ست ولی به‌پایان‌بردنِ یک کتابِ رمان به کارِ ... ادامه مطلب
/ 49 نظر / 115 بازدید

و گاه چیزها را دیده‌ام که انسان خیال می‌کند دیده است...

     چون از رودهای بی‌قید سرازیر شدم    دریافتم که دیگر طناب‌کش‌های کشتی راهبرم نیستند    سرخ‌پوستان، هلهله‌کنان، آنان را نشانه‌ی پیکان ... ادامه مطلب
/ 18 نظر / 150 بازدید

هیچ‌جیز پایدار نیست و هیچ‌چیز کاملاً دود نمی‌شود و به هوا نمی‌رود...

عیشی‌ست مرا با تو؛ چونان‌که نیندیشی حالی‌ست مرا با تو؛ چونان‌که نپنداری. منوچهری دامغانی    «دیگر به سینما نروید! دیگر فیلم نبینید، چون‌که ... ادامه مطلب
/ 11 نظر / 124 بازدید