چُنین گفت گراهام گرین

 

 

   در «مؤخّره‌ی شخصیِ» مجموعه‌ی مقالات‌تان می‌گویید «برای یک نویسنده، مثلِ یک کشیش، چیزی به نامِ موفّقیت وجود ندارد.» منظورتان چیست؟

   خب، چیزی به نام موفّقیت وجود ندارد. کشیش نمی‌تواند امید قدّیس‌شدن داشته باشد ــ یا این‌که امیدش رؤیایی و وهمی‌ست که با گذشتِ زمان از بین می‌رود؛ نویسنده نمی‌تواند امید به نوشتنِ کتابی را داشته باشد که با آثارِ تالستوی، دیکنز یا بالزاک برابری کند. در آغاز، شاید، جرأت کند و امکان‌پذیریِ این مسأله را باور کند، امّا در کتاب‌هایش، همیشه، جایی نقصی وجود خواهد داشت.

   پس این‌که ما نامش را «موفّقیت» گذاشته‌ایم چیست؟

   خیلی ساده است: از نظرِ من «موفّقیت» به‌معنای نوشتنِ کتابی بسیار خوب است.

   آیا قبول ندارید که، حتّا نادانسته، به این مرحله دست‌یافته‌اید؟

   موفّق نشده‌ام کتابی که می‌خواهم بنویسم.

   آیا همین باعث می‌شود ادامه بدهید؟

   خب... شاید.

   آیا از خودتان ناراضی هستید؟

   از خودم نه؛‌ از استعدادم.

 

مردی دیگر؛ گفت‌وگوی ماری فرانسواز آلن با گراهام گرین، ترجمه‌ی فرزانه طاهری، انتشاراتِ نیلوفر، پاییزِ ۱۳۶۹                     
/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهذی

در یک حرکت مقتدرانه قیمت آسمان رو 2 برابر کردین...خدا رحم کنه به تجربه!!!!!!

بابک

سلام آقا یادته پیش آقای نعمت زاده توی پاساژصفوی میومدی چقدر کتاب سینمایی ازم گرفتی زود بیار پسش بده آخه این نامردی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بابک

Mehdi

یه سوال. نقد سعید عقیقی در شماره چند مجله تجربه منتشر شد؟ لطف می کنید که پاسخ بدبد.

مفرد مونث بی مخاطب!

هوم.... چه می شود که فروتنی وقتی در این ابعاد هستی با تو می ماند؟ چطور رهایت نمی کند؟

حمید

گرین با این پاسخ ها درس فروتنی به امثال بنده می دهد؛واقعا که مردی دیگر بود و هست و خواهد ماند.....

مهدی

چرا واقع بینی دیگران نسبت به خودشان ، از دید ما فروتنی محسوب می شود؟ (جنبه ارزشی می گیرد) .سطح توقع گرین از خودش با مقیاس های ما قابل سنجش نیست...جایی خواندم که مارکز خود را در داستان نویسی مدیون گرین خوانده بود...به هر حال ممنون که باز هم یادی از او کردید...

بهروز

گلدا میر می گوید:اینقدر تواضع نکن.آنقدرها هم بزرگ نیستیی حالا یکی نیست به همنی آقای گراهام گرین بزرگ بگوید که بزرگ هستی نه آنقدرها.من به این حرفها نه به عنوان یک صحبت کارآمد بلکه به عنوان متن سازی های روشنفکرمابانه برای جلب توجه نگاه می کنم که هیچ کاربردی برای دیگران ندارد.

فرامرز

سلام! چه خوب شد كه از گرين ياد كردين با اين گفتگوي بي نظير. متشكرم!

Mehdi

نقد "درخت زندگی" از سعید عقیقی در چه شماره ای از مجله تجربه چاپ شد؟ بابت اشتباه هم عذرخواهی می کنم.

ناجی

سلام دوست من همین جور که دارم نقد های کتابب و فیلم ها و ترجمه های سالهای گذشتتون رو میخوندم لذت میبرم از بی طرفانه نگاه کردنتون کم کم دارین الگوی من میشین ولی ازین خوشم میاد که در نقد هاتون همه چیز رو میبینید تفریح منم شده خوندن این کتاب هایی که معرفی میکنین البته سرعت شما خیلی بالاست هر یک کتاب که من تموم میکنم شما دو سه تا کتاب معرفی می کنین تازه اینهام گلچین شده ی چندین کتابیه که خوشتون اومده یا نیومده ست راستی در باره حسین پناهی چیزی نمی نویسید و این که من قیصر امین پور رو خیلی دوست دارم وخوشحالم با شما اشنا بوده نور به قبرش بباره ممنون دوست دار شما یکی از همین های ساده که از کنارتان میگذرد