کارگران مشغول کارند...

 

خب، قبول دارم که باید دیروز این یادداشت را می‌نوشتم؛ منتها آدمی که بخواهد روزی یک صفحه‌ی ‌روزنامه هم آماده کند، قطعاً به وبلاگش نمی‌رسد، حتا اگر قول داده باشد. باور کنید تنبلی نبوده این ننوشتن، روشنفکربازی هم نبوده که من از این آخری خیلی بدم می‌آید.

کارگردان مشغول کارند، آن فیلمی نبود که فکر می‌کردم. فکر می‌کردم مانی حقیقی فیلمی بهتر از این می‌سازد. چرا این‌طوری فکر می‌کردم؟ چون نوشته‌هایش این‌طور می‌گفت که با آدمی طرف هستم دانا که همه‌چیز را می‌داند. شاید اگر کسی دیگر این فیلم را می‌ساخت، آن هم با همین سر و شکل و ویژگی‌ها، این‌قدر ناامید نمی‌شدم. نه که از فیلم بدم آمده باشد، نه، به آن خوبی که فکر می‌کردم نبود. فیلم، پُر است از دیالوگ‌های بامزه، آدم‌های بامزه و موقعیتی که بیش‌تر به نمایش‌های معناباخته‌ی اوژن یونسکو و بعضی کارهای سمیوئل بکت شباهت دارد، تا فیلم‌ها و سینمای کیارستمی. من نمی‌دانم آن طرح اولیه که کیارستمی به حقیقی بخشیده، چی بوده و چه‌جوری بوده، ولی این فیلمی که من دیدم بیش‌تر در همان نمایش‌نامه‌هایی که گفتم ریشه دارد. این که یک عده آدم تصمیم می‌گیرند سنگی را که گوشه‌ای است سال‌ها ایستاده، از جا حرکت بدهند و نمی‌توانند. البته، این را هم داشته باشید که در طرح داستانی فیلم، می‌توان شباهت‌هایی هم با شعر مشهور مهدی اخوان ثالث، یعنی شعر کتیبه دید و آن سطر مشهورش که می‌گوید: کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند...

مشکل اصلی من بازیگوش‌بودن فیلم نیست، چون این‌نوع فیلم‌ها را دوست دارم؛ مشکل من با طولانی‌بودن فیلم است: می‌شد فیلم را در سی دقیقه تمام کرد. هم ریتم تندتری داشت، هم حوصله سر نمی‌برد. اما همین حالا هم می‌شود فیلم را دید؛ دست‌کم به‌خاطر بازی امید روحانی، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین منتقدان سینمای ایران، که با آن کلاهی که روی سر دارد و حرف‌های جویده‌جویده‌اش که آدم گاهی نمی‌فهمد چی می‌گوید. همین‌طور آتیلا پسیانی، که مثل همیشه خوب است و خوب که فکر کنیم، می‌بینیم همین که یک فیلم از فیلمسازی تازه‌نفس وارد جشنواره شده، خودش خیلی است، به‌خصوص که فیلم قبلی‌اش،‌ آبادان، توقیف شده و تعداد آدم‌هایی که آن را دیده‌اند، خیلی کم است. حالا می‌شود مطمئن بود که مانی حقیقی (فرزند نعمت حقیقی و لیلی گلستان،‌ و نوه ابراهیم گلستان) فیلم بعدی‌اش را با خیالی آرام‌تر خواهد ساخت. همین کافی نیست؟

 

/ 13 نظر / 483 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mina aghakhani

لطفا از فيلمها بنويسيد وبلاگ باصلابتی داريد از آشنايی با اين وبلاگ خوشحالم

نيما

دستت درد نکنه ! خيلي مي نويسي درباره فيلم ها !! اين قدر به خودت زحمت نده ، لاغر مي شي ها‌‌... مواظب خودت باش .

همشهری کاوه

به نظر من هم کارگران روی کاغذ خوب بوده و توی اجرا بد از آب در آمده .... ولی در کل فیلم بدی نبود، فقط توقع آدم ار حقیقی را برآورده نمی کرد

ونداد

چه قدر غصه می خورم که فیلمو ندیدم! نظرات مردم درباره اش خیلی ضد و نقیضه!!

سیامک

سلام من تازه با اين جا آشنا شدم ديدم آخرين مطلبت مربوط به ۱۰ روز قبل بود بيشتر بنويس از اين به بعد خواننده مطالبت هستم موفق باشی

elham

با نظرت موافقم شايد هم ما از مانی حقيقی زياد توقع داريم

تایلر دردن

سلام.وبلاگ باحالی داری.یه شر بیا باشگاه مشت زنی.فقط به کسی نگو!

مهدی مصطفوی

می‌گم بعضی‌ها می‌گفتن که می‌خوان هر روز آپديت کنن پس چی شد؟

ونداد الوندي‌پور

سلام جناب آزرم. به نظر من کارگران... بیشتر یه فیلم سمبليک-روانشناختی-فلسفيه تا يه اثر ابسورد(يا ابزورد!) اگه فيلمساز پيش‌زمينه مختصری از زندگی و شخصیت کاراکترها در اختيار تماشاگر نمی‌ذاشت شايد می‌شد فيلم رو يه جورهايی يه اثر ابسورد دونست. در اونصورت باید بخشهای زیادی از فیلم حذف می‌شد.(البته شخصا عاشق کارهای ابسورد هستم) به نظرم فیلم می‌تونست خیلی بهتر و شسته‌رفته‌تر باشه-هم از نظر تکنیکی و هم فیمنامه‌ای. موضوع فيلم اين ظرفيت رو داشت تا به فيلمساز اجازه بده حرفهای بيشتری بزنه. با اين وجود الان هم فيلم نسبتا فيلم خوبيه.