لعنت به دقیقه...

 

  روزگاری‌ست که ما را نگران میداری 

مُخلصان را نه به وضعِ دگران میداری 

مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ 

چه توقّع ز جهانِ گذران میداری... 

نگرانم؛ دلم شور می‌زند و این ساعتِ لعنتی، کُندتر از همیشه می‌گذرد. لعنت به دقیقه، به ثانیه، به تیک‌تیکِ این ساعتی که رویِ دیوار جا خوش کرده است...   

بعدِ تحریر: چه می‌شود کرد؟ چاره‌ای هست؟

 

/ 0 نظر / 34 بازدید