یک باتلاق شنی همیشگی ...

 

... دارم « خاطرات سیلویا پلات » را می خوانم . دقیق ترش این ست که دارم کلی لذت می برم از خواندن یادداشت های آدمی که به جنون رسیده . در این سال ها کم تر نوشته یی بود که این جوری خراب م کند . حیف ست که وسط خواندن این کتاب خاطرات ، آدم برود سراغ چیزهای دیگر . گاهی آدم باید قید همه چیز را بزند و بچسبد به آن چیزی که همه چیز را توی خودش دارد . « خاطرات سیلویا پلات » از آن چیزهایی ست که سالی دست کم یک بار باید سراغ ش رفت .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بخوانید این تکه را و ببينيد که « سیلویا پلات » کی بوده ست‌ ،‌ حيف نيست آدمی با اين درجه جنون خودکشی کند ؟ 

 

... من « حال » هستم ، اما می دانم که من هم می میرم و می گذرم . لحظه ی اوج ، آن بارقه ی سوزان ، آمده و رفته ست . یک باتلاق شنی همیشگی . نمی خواهم بمیرم . نوشتن درباره ی بعضی چیزها خیلی سخت ست . بعد از این که اتفاقی می افتد از نوشتن آن ناگزیر می شوی . چه آن را بیش از حد دراماتیزه کنی و چه آن را کم اهمیت جلوه دهی ، ناگزیر در بخش هایی به اشتباه غلو می کنی و قسمت های مهمی را نادیده می گیری ...

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
adam-barfy

سلام.عيدتان مبارک.خيلی وقت بود که به اينجا سر نزده بودم......خيلی عالی و عميق بود حتما می خوانمش ولی اين هميشه برای من سوال بوده که چرا نويسنده های بزرگ و انهايی که چنين برداشت عميقی از زندگی دارند ...انجوری به زندگی خود پايان ميدهند.....چرا؟مثل هدايت و خيلی های ديگر.......شايد اونها يک چيز هايی مفهمند که ما نمفهميم يا......اگه می دونيد چرا به من هم بگيد ممنون

الهام

سلام...در مورد اين کتاب باهات موافقم..منم وقتی خوندمش خيلی لذت بردم

Zendehrood.com

سلام . يه سايت باحال! -- امکانات توووووووووووووووپ ---- عضويت مجاني -- وبلاگ -- انجمن هاي جذاب -- آلبوم عکس خوشگل -- کارت پوستال هاي فوق العاده و مهمتر از همه کليپ هاي فلش (نوانما) خيلي باحال همين طور يه جا براي معرفي سايـت هاي خوب حتماً ببينيد . www.zendehrood.com

شاپرک

من که حالا اين کتابُ نميخوانم ... ميذارم يه خورده حالم بياد سرجاش بعدا .