راهش این است که موبایل را خاموشی کنی...

گفت‌وگوی دوماه‌نامه‌ی نافه با اصغر فرهادی

   فیلم بعدی‌ام ممکن است خیلی‌ها را که به درباره‌ی الی... علاقه دارند متعجّب کند. این دیگر دستِ من نیست. نمی‌خواهم سعی کنم پیش از ساخت فیلم، قضاوت‌ِ آن‌ها را تصحیح کنم. برای من این نکته مهم است که حرکتی که از فیلمِ اوّلم تا الان داشته‌ام ادامه پیدا کند و متوقّف نشوم.

   من فیلم نمی‌سازم برای چیزی. این بزرگ‌ترین اشکالی‌ست که در حوزه‌‌ی نقد وجود دارد؛ مخصوصاً کسانی که خاستگاهِ سیاسی و ایدئولوژیک دارند. آن‌ها فکر می‌کنند سینما ابزاری‌ست برای چیز دیگر. این خودش شأنِ سینما را پایین می‌آورد. ما فیلم می‌سازیم، چون سینما را دوست داریم. بعد، در کنارِ این، یک‌سری هدایا و کادوها هم هست؛ آن‌هم این است که یک‌سری کار اجتماعی هم انجام بدهی، یا ممکن است دِیْنی را که به فرهنگِ وطنت داری ادا کنی. امّا من فکر می‌کنم سینمایی که وسیله‌ای برای حملِ یک ایدئولوژی یا تبلیغ سیاست می‌شود، آن‌را تنها به‌عنوانِ یک ابزار می‌خواهد... من فیلم می‌سازم، چون فیلم و فیلم‌ساختن را دوست دارم. فیلم نمی‌سازم که مُصلح اجتماعی باشم. اگرچه در فیلم‌هایی که می‌سازم ممکن است به این وجوه هم پرداخته شود، ولی این همه‌ی فیلم نیست...

   اگر کسی پنج‌سال پیش روزی فقط سه تماس تلفنی داشته، حالا این تعداد رسیده به پانزده تماس. و خب، این کار زمان می‌بَرَد. راستش را بخواهید، یکی از مشکلات روزمرّه‌ی من همین است به‌هرحال؛ قول‌وقرارهایی که می‌گذاری، نه‌فقط از نظرِ زمانی، که از نظرِ فکری هم انرژی می‌بَرَد. راهش هم، احتمالاً، این است که موبایل را خاموش کنی... امیدوارم این فرهنگ جا بیفتد که موبایل‌ها روزی دوساعت روشن باشند و هرکس کاری داشت در آن ساعات تماس بگیرد!

  اتفاقاً موقعی که دارید می‌نویسید باید کتاب بخوانید و فیلم ببینید. چون یک‌چیزی شما را باید از دنیای اثرتان بیرون بیاورد تا شما آن‌را از بیرون هم ببینید. من این غرق‌شدن در اثر تا پایانِ شکل‌گیریِ آن‌را نمی‌پذیرم. شما وقتی در اثر غرق می‌شوید، نمی‌توانید بر کلّ اثر احاطه داشته باشید. چیزهایی که باعث می‌شود از دنیای اثر بیرون بیایم، همین فیلم‌دیدن و کتاب‌خواندن است.

   بعدِ تحریر: گفت‌وگو با اصغر فرهادی را درباره‌ی روزمرّگی‌ها، عادت‌های نوشتن، کارگاهِ فیلم‌سازی‌ و فیلم تازه‌اش ـ جدایی نادر از سیمین ـ در شماره‌ی دوم دوره‌ی جدیدِ دوماه‌نامه‌ی نافه (تیرِ هشتادونُه) بخوانید.

+

   پنج بُرش از فیلم‌نامه‌ی درباره‌ی الی...، نوشته‌ی اصغر فرهادی

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نصیر

با برش پنجم بسیار مواقم و خیلی خوردنی بود.

سروش

کاش برای اینور آبی ها هم یه فکری می شد. اینجوری حسرت به دلیه.

ناجورها

سلام دوباره به آزرم عزیز من که این روزها کارم شده توصیه ی نافه خریدن به عزیزانم . فروشش هم بد نیست . جوابتون هم به کامنت قبلیم بوی کلیشه می داد ولی : آزرمی دیگه ... کما فی السابق ارادتمند تو : ناجور

مرتضی یاسری نیا

سروش عزیز برای آنور آبی ها هم فکر های زیادی شده. راستش را بخواهی برادر عزیزم همه فکرها برای آنور آبی هاست. ولی متاسفانه نه انور آبی هایی چون برادر هموطن بلکه برای اربابان انگلیسی و آمریکایی و مشتی خائن جیره خوار که در رسانه های خود خیال شکست امت اسلامی را در سر می پرورانند.شرط بلاغ را گفتم با آقای آزرم و ایشان خود را نشنیدن زدند پاسخی نمی خواستم یک خط سلامت باشید که نثار صغیر و کبیر می کنند هم کفایت می کرد. و من الله توفیق

the Reader

یک چیزی بگویم؟ بخش هنر مجله خوب نیست. مصاحبه های بخش تیاتر بد است. چرا فکر کرده اید باید با سیما تیرانداز مصاحبه کنید؟ آدم مهمتر از سیما تیرانداز و رامبد جوان در تیاتر نیست؟ میدانید، بخش هنر نافه خوب نیست. زرد است. زرد. معلوم است کسی نظارت درستی رویش نمیکند. شاید هم اینکاره نیست. خلاصه خوب نیست. ضعیف است. درجه دو است. حیف که صفحه های ادبیات و سینما را اشغال کرده.

نیما. س

مصاحبه با اصغر فرهادی خیلی خوب بود. مصاحبه با صفی یزدانیان هم همینطور. کاش با دکتر صنعتی هر شماره مصاحبه کنید. بخش تجسمی مجله خیلی ضعیف است. گفتگو با هانیبال الخاص خوب نبود. سووالهاش سطحی بود.

محلل

ای یاسری نیااااااااااااااا شرط بلاغت هم قشنگه ..مشنگه..یه بار دیگه به آقای آزرم توهین کنی حسابت با کرام الکاتبینه ها...!!...

مبزو

جناب آزرم این نمایش نامه های چاپ شده در هر شماره ادامه اش چاپ نمیشه؟ مثلا این سنگ خون بدجور ما را در خماری گذاشت!

بهاره

ببخشیدا ولی فکر می کنم یه کم عقل اگه داشته باشیم و مطالب آقای یاسری نیا رو خونده باشیم می فهمیم که حساب محلل با کرام الکالتبینه! آقای یاسری نیا ما یا اینا نیستیما! داشتیم رد می شدیم با موازین شرعی هم رد می شدیم!!!!

.....

این نافه در شهر ما هم گیر نمی آید...مشهد...