روزگار سپري شده ي جناب سرهنگ ...


نمي دانم رمان « خانه بر آب » نوشته ي « آندره دوبو » را خوانده ييد يا نه ، كتاب را « مهدي غبرايي » ترجمه كرده و گويا ترجمه ي ديگري هم از آن چاپ شده كه من نديده م . « خانه بر آب » البته اسم اصلي داستان نيست ، نويسنده اسم كتاب ش را گذاشته House Of Sand and Fog كه معني ش به فارسي مي شود : خانه ي شن و مه . اما مترجم در مقدمه ي كتاب نوشته كه به نظرش « خانه بر آب » معادل بهتري ست در فارسي . كاري به اين معادل گذاري نداريم ؛ اين وسط چيزي كه مهم ست خود داستان ست كه مي شود يك نفس آن را خواند و خسته هم نشد . يك داستان خوب كه نويسنده ش بلد بوده چه جوري با سه جور روايت داستان را نه خيلي بازاري كند و نه خيلي روشنفكرانه . « خانه بر آب » درباره ي « سرهنگ امير مسعود بهراني » ست كه اول انقلاب فرار كرده و رفته امريكا و چون آن جا به بازي ش نگرفته ند و پول ش هم دارد تمام مي شود كار مي كند . هم رفتگري مي كند ، هم همبرگر مي فروشد و هم نگهبان يك فروشگاه مي شود . بعد درگير خريد يك خانه مي شود و زندگي ش به راهي مي افتد كه نبايد بيفتد ...
همه ي اين ها را هم كنار بگذاريم و برسيم به اين كه « كمپاني معظم دريم وركس » ( كه زير سايه ي استيون اسپيلبرگ كار مي كند ) از روي اين داستان خواندني فيلمي ساخته كه چند وقت ديگر ( كي ؟ ) نمايش داده مي شود . « واديم پرلمن » از روي داستان ، فيلم نامه را نوشته و كارگرداني كرده و « جنيفر كانلي » ، « بن كينگزلي » ، « ران الدارد » و « شهره آغداشلو » بازيگران اصلي ش هستند . « كينگزلي » نقش جناب سرهنگ را بازي مي كند و « آغداشلو »‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هم همسر اوست . به نظرم فيلم « خانه ي شن و مه » فرصتي را در اختيار « شهره آغداشلو » گذاشته تا نشان دهد چيزي از بازيگران امريكايي كم ندارد . همه ي اين سال ها وقتي بازي هاي درخشان او را در « سوته دلان » و « گزارش » مي ديدم حسرت مي خوردم كه چرا نماند تا بهترين شود . هر چند با ديدن نمايشي از او و همسرش « هوشنگ توزيع » بيش تر افسوس خوردم كه استعدادي مثل او چرا بايد در چنان نقش هايي بازي كند . اما اين فيلم موقعيت خوبي ست براي او و گويا آن ها كه نسخه هاي اوليه ي فيلم را در نمايش هاي خصوصي ديده ند از بازي او در نقش « نادي » تعريف كرده ند . بايد البته منتظر ماند و ديد نتيجه ي كار چيست . من كه به فيلم اميدوارم ، شايد چون كتاب ش را خوانده م و كيف كرده م . « خانه ي شن و مه » با بازي « بن كينگزلي » حتما ديدني ست ...

بعد التحرير : آن هايي هم كه از صداي « اندي » و « شيني » خوش شان مي آيد ( من را معاف كنيد البته ) منتظر سكانس عروسي اين فيلم باشند . مثل اين كه بزن و بكوب ايراني حسابي براه ست ...



/ 4 نظر / 65 بازدید
Eyes .Wide.Shut

سلام .از خواندن نوشته هات لذت بردم.به ما هم سر بزن

حامد

سلام برايتان آرزوی موفقيت دارم . خواهش ميکنم به وبلاگ من سر بزنيد منتظر راهنمايی های شما هستم. سعی هم دارم بيشتر شما را بشناسم. راستی اگه اجازه بدهيد بهتان لينک بدهم. موضوع وبلاگم درباره فيلمنامه نويسی است منتظر شما هستم پيروز باشيد

بابک گرانفر

سلام. خوشحال می شوم اکر اينبار که به، سينما تکنیک ، آمدی نظزت را درباره ی مطالب من بنويسی، زاستی اگر بقيه ی عکس های پيمان هوشمند زاده از تحريريه را داری برايم ميل کن .

ketabdar

سلام کتاب خانه ماسه و مه ترجمه مهدی قراچه داغی نشر پيکان اين ترجمه قبل از ترجمه آقای غبرايی منتشر شده بود