نامه سند است ماندگار است...

The Green Room

  

   نامه‌ خاصیتِ عجیبی دارد: حرف‌های شفاهی، چیزهایی که اگر به زبان بیایند، می‌توان جدّی‌شان نگرفت و از کنارشان گذشت، وقتی نوشته می‌شوند، واقعیت پیدا می‌کنند. هویّت‌شان تغییر می‌کند و سَند می‌شوند. نامه سند است. ماندگار است. هرقدر هم بگذرد، هست؛ در دسترس‌ است و می‌شود آن‌را خواند؛ یک‌بار و دوبار هم نه، هزاربار. حرف‌های شفاهی، بادِ هوا هستند. (قولی معروف) به زبان می‌آیند و می‌گذرند و ای‌بسا فراموش می‌شوند و فقط مکتوب‌شدن، روی کاغذ آمدن و ثبت‌شدن است که نجات‌شان می‌دهد. آن‌ها را روی کاغذ می‌نشاند تا چیزی شوند غیرِ آن‌که پیش از این بوده‌اند. (کلام بدل می‌شود به کلمه و کلمه از ابتدا بوده است.) و اگر این حرف‌ها، این کلمه‌ها، کلامِ پُرمهر و عاشقانه باشند و رازِ یک دل‌دادگی را فاش کنند و از گفته‌ی خود دلْ‌شاد باشند، همه‌چیز، آن‌وقت، رنگِ دیگری به خود می‌گیرد. دنیا بهشت می‌شود پیشِ چشمِ آن‌که نامه را نوشته است. (فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دلْ‌شادم/ بنده‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم.)

   چیزهایی را باید گفت که گفتنی‌اند؛ همین است که دوستت می‌دارم را باید به زبان آورد. گفتن‌اش آدم را آرام می‌کند. (آن‌را که می‌شنود چه؟ کاش آرام‌اش کند.) نوشتن آتش می‌زند به دلِ آن‌که نامه را می‌خوانَد؛ آن‌که نامه برای او نوشته شده است. می‌بینی نوشته است که دوستت می‌دارد. دوستش می‌داری؟ تردید نکن. راست بگو. حرف بزن. جوابِ نامه را چگونه باید داد؟ جوابِ نامه را چه باید داد؟ دوستت می‌دارمی روی سطرهای آماده‌؟ فرق است بینِ گفتن و نوشتن. گفتن است که آرام می‌کند، که هم‌سفری را آماده‌ی سفر، آماده‌ی رفتن، آماده‌ی نماندن می‌کند. (برویم؟/ برویم هرجا که دوست می‌داری.)

/ 10 نظر / 128 بازدید
زاهد

ای نامه که می روی به سویش به او بگو بگو از آن چه ننوشتم " امیلی دیکنسون"

mahdi

سلام آقای آزرم عزيز مثله هميشه خوب بود راستی آقای آزرم عزيز شما بالاخره نميخوايد 10 فيلم محبوبتان رو معرفی کنيد؟

سهیلا

چرا اتش برجان خواننده نامه است؟پس ننويسيم؟نگوييم كه دوستش داريم؟

نگار

فرق است بین خواندن و شنیدن...

مهدی

مثل همیشه کوتاه ولی گیرا

محمود

اقای ازرم این نوشته رو در مجله دنیای تصویر خوندم و به شدت درگیر مطالب بودم طوری که دوبار مطلب (یار ما غایت است و در نظر است)رو خوندم.....به نظرم این بار فیلم و راهنمای سفر بسیار درست انتخاب شده بودندو.ممنون

ساناز

دوستت می دارم را باید به زبان آورد و من متاسفانه تنها باری که باید به زبان می آوردم، نگفتم و سکوت کردم. چقدر این متن من را متاثر کرد. نمی دانم چرا همیشه احساس می کنم شما عزیز راه دوری دارید.

محمد امین عابدین

درود

زهرا

آن را که می شنود چه؟ تا بر دلش از غصه غباری ننشیند ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

شیدا

خیلی خوب بود این متن. من برای عزیزی دو سال و هشت و ماهه که دارم نامه میدم. این نامه ها تو یه پوشه جمع شدن. و دقیقاً اینه که کلمات نامه ها را نمی تونی پس بگیری. و چه خوبه که نمی تونی. و چقدر هم لذت بخشه. که بعد مدت ها برگردی به اولین نامه هات. وقتی کم سن تر بودی و ..... مرسی برای این متن قشنگ.