# حرفِ_دیگران

و گاه چیزها را دیده‌ام که انسان خیال می‌کند دیده است...

     چون از رودهای بی‌قید سرازیر شدم    دریافتم که دیگر طناب‌کش‌های کشتی راهبرم نیستند    سرخ‌پوستان، هلهله‌کنان، آنان را نشانه‌ی پیکان ... ادامه مطلب
/ 18 نظر / 44 بازدید

رفمی‌گیم برایِ این‌که شلّاقی بزنیم به تنبلیِ خواننده...

  شمیم بهار: گذشته از همه‌یِ این‌ها، من برمی‌گردم به مُحیطِ کوچکِ داستان‌ها و مُحیطِ کوچک‌تر و یک‌جانبه‌یِ یک کارِ هُنری، ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 70 بازدید